تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
اعضاى بدن هم در جواب انسان خواهند گفت : أَنطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنطَقَ كُلَّ شَيْءٍ ؛ « 1 » ما را به زبان آورد و توان سخن گفتن داد ، آن خداوندى كه به هرچيز توان سخن‌گفتن مىدهد . نكته‌ى ديگر در آيه اين است كه در مورد يك عضو تعبير « تُكَلِّمُنَا » و در مورد عضو ديگر « تَشهَدُ » آمده است ، منظور اين است كه دست‌ها به سخن درآمده و آن چه را كه فرد گناهكار انجام داده براى خداوند بازگو مىكنند و نيازى نيست كه پاها هم دوباره توضيح دهند ، بلكه اين جا دست‌ها كارهاى انجام شده را مىگويند و پاها هم شهادت مىدهند كه گفته‌هاى دست درست است . در باره‌ى برخى گناهاى جسمى كه جنسى است ، خداى متعال واژه‌ى « جلود » را آورده و براى رعايت ادب از آوردن واژه‌هايى كه معناى آشكارتر و مستقيم‌ترى دارند ، پرهيز كرده است و با كنايه به آن اشاره مىكند . / ب

چگونگى زبان‌گشودنِ دست‌ها !

دستها چگونه سخن مىگويند ؟ به سه گونه مىتوان سخن گفتن دستها را تفسير كرد : 1 . همانند زبان ، سخن مىگويند و اين هم كار عجيبى نيست ؛ زيرا خداى متعال با قدرت بيكران خودش توان انجام چنين كارى را دارد . مىتوان كيفيّت صحبت را به نوارهاى صوتى و تصويرى كه ساخته‌ى دست انسان است ، تشبيه كرد كه دست انسان زبان باز كرده و سخن مىگويد . در جريان سخن گفتن خداوند با حضرت موسى عليه السلام هم منظور اين است كه خدا به‌گونه‌اى مستقيم با آن حضرت صحبت كرده است و نيازى هم نيست كه اين جمله را توجيه كرده و بگوييم كه خدا نورى خلق كرده كه
هامش
( 1 ) - / فصلت ، 21 .
يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 357 | السيد محمد تقي المدرسي