درس بيست وسوّم آيات 68 - / 65
الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلَى أَفْوَاهِهِمْ وَتُكَلِّمُنَا أَيْدِيهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُم بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ « 65 » وَلَوْ نَشَاءُ لَطَمَسْنَا عَلَى أَعْيُنِهِمْ فَاسْتبَقُوا الصِّرَاطَ فَأَنَّى يُبْصِرُونَ « 66 » وَلَوْ نَشَاءُ لَمَسَخْنَاهُمْ عَلَى مَكَانَتِهِمْ فَمَا اسْتَطَاعُوا مُضِيّاً وَلَا يَرْجِعُونَ « 67 » وَمَن نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ أَفَلَا يَعْقِلُونَ « 68 »
امروز بر دهانشان مهر مىنهيم ، و دستهايشان با ما سخن مىگويند و پاهايشان كارهايى را كه انجام مىدادند شهادت مىدهند . و اگر بخواهيم چشمانشان را محو مىكنيم ؛ سپس براى عبور از راه ، مىخواهند بر يكديگر پيشى بگيرند ، امّا چگونه مىتوانند ببينند ؟ ! و اگر بخواهيم آنهارا در جاى خود مسخ مىكنيم ( و به مجسّمه هايى بىروح مبدّل مىسازيم ) تا نتوانند راه خود را ادامه دهند يا به عقب برگردند . هر كس را طول عمر دهيم ، در آفرينش واژگونهاش مىكنيم ( و به ناتوانى كودكى باز مىگردانيم ) ، آيا انديشه نمىكنند ؟ !
اى دستها سخن بگوييد !
يكى از اتّفاقات مهمى كه در قيامت روى مىدهد اين است كه خداى متعال در آن روز بردهان انسانها مهر سكوت مىزند ؛ اما به دست و پاهاى انسان قدرت سخن گفتن مىدهد ، زبانى كه در دنيا سخن گوى انسان بود ، در آخرت براى مدّتى بسته مىشود تا ديگر اعضاى بدن به سخن درآمده و