به گونهاى خلق شده است كه مىداند بايد به دنبال خالقش برود ، نه دنبال افرادى كه مخلوق او هستند .
آيات ديگر را انشاءاللَّه ، آقا تفسير مىكنند و ما هم اگر موفق بشويم ، استفاده خواهيم كرد .
قطرهخونى در قهوه !
يكى از حاضران : يك جمله از آيتاللَّه العظمى آقا حسين قمى نقل مىكنم :
يك آقايى ، قبل از تدريس ، قهوه ميل مىكرد . روزى فرمود : مجلسى هست ، آنجا قهوه درست مىكنند ، آنجا مىخوريم . آن آقا اسمش را فراموش كردهام .
حاج آقاى رحمانى : ملّا حسينقلى همدانى شوندى !
درست است ! تشريف بردند آنجا . قهوه آوردند . ميل نفرمودند ، گفتند :
« آقا خودت فرمودى مىرويم قهوه مىخوريم . » فرمود :
« نمىخورم . » و علّتش را بيان نكرد . رفتند به قهوهچى گفتند :
« چطور قهوه درست كردى كه آقا ميل نكرد ؟ » قهوهچى تكانى خورد و با شگفتى از اينكه رازش چگونه آشكار شده است ، گفت :
« چند قطره خون از دماغم در قهوه ريخت . ترجيح دادم صدايش را در نياورم . با خود گفتم : مىخورند بعد مىگويم دهانتان را سرراهتان آب بكشيد ! » به هيچ كس هم نگفته بود !
حاج آقاى رحمانى : اتّفاقا اين مطلب در خاطرات مرحوم آقاى آخوندى همدانى موجود است .
ملّاحسين قلى همدانى شوندى بوده و مربوط به صدسالِ قبل است . رسم اين بود : قهوه ميل مىكردند . همين طور كه فرموديد ، رفته بود و آن آقا گفته