درس بيست و دوّم آيات 68 - / 66
وَ لَوْ نَشَاءُ لَطَمَسْنَا عَلَى أَعْيُنِهِمْ فَاسْتبَقُوا الصِّرَاطَ فَأَنَّى يُبْصِرُونَ « 66 » وَ لَوْ نَشَاءُ لَمَسَخْنَاهُمْ عَلَى مَكَانَتِهِمْ فَمَا اسْتَطَاعُوا مُضِيّاً وَ لَا يَرْجِعُونَ « 67 » وَ مَن نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ أَفَلَا يَعْقِلُون « 68 »
و اگر بخواهيم چشمانشان را محو مىكنيم ؛ سپس براى عبور از راه ، مىخواهند بر يكديگر پيشى بگيرند ، امّا چگونه مىتوانند ببينند ؟ ! و اگر بخواهيم آنها را در جاى خود مسخ مىكنيم ( و به مجسّمه هايى بىروح مبدّل مىسازيم ) تا نتوانند راه خود را ادامه دهند يا به عقب برگردند .
هر كس را طول عمر دهيم ، در آفرينش واژگونهاش مىكنيم ( و به ناتوانى كودكى باز مىگردانيم ) ، آيا انديشه نمىكنند ؟ !
/ ب
ماشينى بدون فرمان !
دو نيروى اساسى در انسانها وجود دارد . يكى بينش و هدايت و ديگرى اراده و عزم است ؛ گرچه اين دو تعبيرى متفاوت دارند ؛ ولى حقيقت آن دو يكى است و داراى حقيقتى يكسان هستند : اينها نعمتى است كه خداى متعال در درون انسانها قرار داده است تا به اين وسيله انسان را از ساير موجودات و اشيا جدا كند . اگر خداوند اراده ، عزم و تحرّك را از انسان بگيرد ، انسان با يك چوب بىخاصيّت و بىتحرّك فرقى نخواهد داشت ؛ يا