تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
بگويند : « در دنيا كه امامان را نديدى ؛ اينجا هم از / ب‌منطقه‌ى امام‌ْنشينِ بهشت / دور شو ! » يكى از حاضران : گمان مىكنم « يوم‌الفصل » ، وَ امْتَازُوا الْيَوْمَ أَيُّهَا الْمُجْرِمُونَ را هم شامل بشود . جواب : شايد يكى از معانى آن ، اين باشد ؛ ولى معناى ديگر « فصل » اين است كه « حكمِ فصل » است ؛ يعنى ديگر در آنجا اختلاف نيست و همه‌ى اختلاف‌ها بيان شده است . / ب

گدايىِ نور !

يكى از حاضران : ممكن است كه وَ امْتَازُوا الْيَوْمَ أَيُّهَا الْمُجْرِمُونَ حكايت از يك امر تكوينى كند ؛ چون آن جا خود به خود از هم جدا هستند : يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسيمَاهُمْ . « 1 » جواب : چه اشكال دارد كه هر دو باشد ؟ هم خودبه‌خود از هم جدا و مشخّص باشند و هم به آن‌ها گفته شود كه از هم جدا شوند و فاصله بگيرند . در سوره‌ى حديد دارد كه در روز قيامت منافقين به مؤمنين مىگويند : انظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِن نُّورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُوراً ؛ « 2 » نظرى به ما بيفكنيد تا از شما پرتوى بگيريم ! به آن‌ها گفته مىشود : « به پشت سر خود باز گرديد و كسب نور كنيد ! » حال كه شما به راه خود مىرويد ، كمى / ب‌به ما « نورْ قرض دهيد ! » / تا ما هم راهمان را ببينيم ؛ امّا به آن‌ها گفته مىشود : « برويد دنيا ، از دنيا نور برداريد ! ما هر چه نور داريم ، از دنيا آورده‌ايم : نماز شب خوانديم ، نور بوده ؛ هدايت خدا را پذيرفتيم ، نور بوده . »
هامش
( 1 ) - / الرحمن ، 41 : ( مجرمان از چهره‌هايشان شناخته مىشوند . ) ( 2 ) - / حديد ، 13 .
يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 307 | السيد محمد تقي المدرسي