بگويند : « در دنيا كه امامان را نديدى ؛ اينجا هم از / بمنطقهى امامْنشينِ بهشت / دور شو ! »
يكى از حاضران : گمان مىكنم « يومالفصل » ، وَ امْتَازُوا الْيَوْمَ أَيُّهَا الْمُجْرِمُونَ را هم شامل بشود .
جواب : شايد يكى از معانى آن ، اين باشد ؛ ولى معناى ديگر « فصل » اين است كه « حكمِ فصل » است ؛ يعنى ديگر در آنجا اختلاف نيست و همهى اختلافها بيان شده است .
/ ب
گدايىِ نور !
يكى از حاضران : ممكن است كه وَ امْتَازُوا الْيَوْمَ أَيُّهَا الْمُجْرِمُونَ حكايت از يك امر تكوينى كند ؛ چون آن جا خود به خود از هم جدا هستند :
يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسيمَاهُمْ . « 1 »
جواب : چه اشكال دارد كه هر دو باشد ؟ هم خودبهخود از هم جدا و مشخّص باشند و هم به آنها گفته شود كه از هم جدا شوند و فاصله بگيرند .
در سورهى حديد دارد كه در روز قيامت منافقين به مؤمنين مىگويند :
انظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِن نُّورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُوراً ؛ « 2 »
نظرى به ما بيفكنيد تا از شما پرتوى بگيريم ! به آنها گفته مىشود :
« به پشت سر خود باز گرديد و كسب نور كنيد ! »
حال كه شما به راه خود مىرويد ، كمى / ببه ما « نورْ قرض دهيد ! » / تا ما هم راهمان را ببينيم ؛ امّا به آنها گفته مىشود :
« برويد دنيا ، از دنيا نور برداريد ! ما هر چه نور داريم ، از دنيا آوردهايم : نماز شب خوانديم ، نور بوده ؛ هدايت خدا را پذيرفتيم ، نور بوده . »
هامش
( 1 ) - / الرحمن ، 41 : ( مجرمان از چهرههايشان شناخته مىشوند . )
( 2 ) - / حديد ، 13 .