باشد كه بزرگترين آنها همان نعمتِ رابطهى مستقيم بين قلبِ انسان و نور خداست .
و در آيهى ديگر در سورهى « هَلْ أَتى » داريم : وَ سَقَاهُمْ رَبَّهُمْ . « 1 »
ساقى ، خداست ! ارزش اساسى هم همان است . اگر چه « شراب طَهور » خيلى مهم است ؛ امّا از آن مهمتر ، آن است كه وَ سَقَاهُمْ رَبُّهُمْ و : سَلَامٌ قَوْلًا مِن ربٍّ رَحِيمٍ .
اينها مطالبى بود كه در بارهى بهشت عرض شد . از اين جا به بعد ، احوال مجرمان در سورهى ياسين مورد توجّه قرار مىگيرد :
جداسازى مُجرمان از يكديگر و از مؤمنان
« وَ امْتَازُوا الْيَوْمَ أَيُّهَا الْمُجْرِمُونَ »
و ( به مجرمان و گنهكاران مىگويند : ) جدا شويد امروز اى گنهكاران !
خدا خطاب به مجرمان و تبهكاران مىفرمايد كه از هم جدا شويد . اين جدا شدن ، دو گونه تفسير شده است :
1 - جدا شدن در ميان خودشان است .
بعضى گفتهاند : در جهنّمْ براى هر كس ، آشيانه ، خانه و جايى درنظر گرفته شده كه داخل آن مىرود . و همان جا مىماند و رابطهاش با جهان خارج قطع مىشود . اين تفسير يكى از تفسيرهاى آيهى جداسازى كفّار از يكديگر است .
مؤمنين ، إِخْوَاناً عَلَى سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ « 2 » هستند ؛ ولى وضعيّت كفّار به عكس است . اينها با هم دشمنند و در آتش كه رفتند ، از هم جدا مىشوند . فقط به هر كسْ شيطانى مىرسد كه او را اذيّت و آزار مىكند .
2 - / شايد منظور ، دور شدن آنها از مؤمنان است . به تبهكاران خطاب
هامش
( 1 ) - / انسان ، 21 : ( و سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً ؛
و پروردگار شراب طهور به آنان مىنوشاند . )
( 2 ) - / حجر ، 47 : ( در حالى كه همه برادرند ، زير تختها رو به روى يكديگر قرار دارند . )