است و مجال آشاميدن آب مىيابد . نوع ديگر لذّت ، لذّت افزونى است .
شايد لذّت نوع اوّل در آخرت ، معنا نداشته باشد ؛ يعنى انسان در حالت گرسنگى ، تشنگى و . . . نباشد :
وَ أَنَّكَ لَا تَظْمَؤُا فِيهَا وَ لَا تَضْحَى « 1 » ؛
در آن تشنه نمىشوى و حرارت آفتاب آزارت نمىدهد .
سيرىِ آنجا ، به اين معنا نيست كه بعد از گرسنگى باشد ؛ چون در آنجا درد و نقص نيست ؛ هر چه هست ، از نوع دوّم يعنى از نوع افزونى است . و آن خود ، سه قسم است :
1 - افزونى و زيادت بر بدن انسان ، و به تعبير ديگر لذّتهاى بدنى همچون خوردن و آشاميدن ، خواب و مانند آنها . البتّه خواب - به معناى خواب - شايد نباشد ؛ ولى مقدّماتش هست .
2 - لذّتى كه مربوط به احساسات و وجدان انسان است ؛ مثل اينكه انسان با دوستان ، دور هم باشند ؛ مأنوس باشند : « اخْواناً عَلَى سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ » « 2 » باشند .
3 - لذّتى كه از همهى لذّتها بالاتر است ، لذّتى است كه مربوط به عقل انسان است و آن ، رابطهى مستقيم بين انسان و نور خداوند - سبحانه و تعالى - است و همانطور كه حاج آقاى رحمانى فرمودند ، شايد آيهى الْيَوْمَ فِي شُغُلٍ فَاكِهُون اشاره به مشغوليّت مؤمن به سَلَامٌ قَوْلًا مِّنْ رَّبٍّ رَحِيمٍ است . يعنى تفسير كلمهى شُغُلٍ فقط ازدواج و همسران نباشد ؛ بلكه همهى نعمتها
هامش
( 1 ) - / طه ، 117 - / 119 : ( فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هذا عَدُوٌّ لَّكَ وَ لِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَى إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَ لَا تَعْرَى وَ أَنَّكَ لَا تَظْمَؤُا فِيهَا وَ لَا تَضْحَى ؛
پس گفتيم : « اى آدم ! اين ( ابليس ) دشمن تو و همسر توست . مبادا شما را از بهشت بيرون كند كه به زحمت و رنج خواهى افتاد . ( امّا تو در بهشت راحت هستى و مزيّتش بر تو اين است كه ) در آن گرسنه و برهنه نخواهى شد و در آن تشنه نمىشوى و حرارت آفتاب آزارت نمىدهد ! )
( 2 ) - / حجر ، 47 : ( در حالى كه همه برادرند و بر تختها رو به روى يكديگر قرار دارند . )