تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
فرمود : « مَا يَنْظُروُنَ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَ هُمْ يَخِصِّمُونَ » ؛ جز اين انتظار نمىكشند كه يك صيحه‌ى عظيم آسمانى آن‌ها را فرا گيرد ؛ در حالى كه مشغول جدال هستند . / ب‌انتظارِ وقت‌گير و نالازمِ آمدن آن « يك لحظه » همان ، و برچيده‌شدنِ بساطِ مزرعه‌ى آخرت و ختم فرصت امتحانْ همان ! /

درماندگى مطلق

« فَلَا يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةً وَ لَا إِلَى أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ » ( چنان غافلگير مىشوند كه حتى ) نمىتوانندوصيّتى كنند ؛ يا به سوى خانواده‌ى خود بازگردند . « توصيه » مصدر فعل « وصَّى » است . در اين آيه شاهدِ به اصطلاح : « نكره در سياق نفى » هستيم كه معناى عموم مىدهد . اگر خداوند مىفرمود : مَا كَانُوا يَسْتَطيعُونَ أَنْ يُوَصُّوا ؛ آن‌ها نمىتوانستند وصيّت كنند . مفهومش اين بود كه نمىتوانستند يك وصيّتِ كامل كنند . امّا با تعبير كنونى ، منظور اين است كه حتّى يك كلمه هم نمىتوانند وصيّت كنند . گاهى انسان با يك كلمه ، خواسته‌ى خودش را مطرح مىكند . مىگويد : « درب را ببنديد ! اين كار را بكنيد ! آن كار را نكنيد ! » ولى هنگامى كه صيحه و بانگ مرگ برآيد ، حتى به اندازه‌ى يك كلمه هم به انسان فرصت نخواهد داد .

درماندگى به هنگام قيام قيامت و يا هنگام مرگ ؟