كه خودْ به شما مىداد ! شما مؤمن هستيد و به خدا باور داريد و « ما » نه ! چرا خدا به شما نمىدهد و ما را حواله كرده به شما برسانيم ؟ !
مؤمنان در جواب مىگويند :
« إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِي ضَلالٍ مُّبِينٍ » .
شما خيال كردهايد اين ثروتها معيار است و نشانهى اين است كه خدا شما را دوست دارد ؟ خير ! خدا مىخواهد بيچارهتان كند و به همين علّت اين ثروتها را به شما داده است . حكايت شما حكايت فوّاره است كه چون بلند شود ، سرنگون شود ! آنها مىپرسند : « كى قرار است ما بيچاره شويم ؟ » مؤمنان مىگويند : « اين وعده خيلى نزديك است . شتاب و عجله كنيد . » .
به نظر من بايد ارتباط بين اين آيات ، آنگونه كه عرض شد ، بيان شود .
سؤال : ربطى كه بين آيات بيان نموديد ، ربط مناسبى است . بعضى از مفسّرين در تلاش براى بيان آيه ، گفتهاند :
« إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِي ضَلالٍ مُّبِينٍ » جملهى ملائكه است ؛ چون نتوانستهاند بپذيرند كه اين جمله را كفّار گفته باشند . اين بيانى كه شما فرموديد ، مناسبتر است ؛ يعنى اين قول را قول مؤمنين بدانيم .
آقاى رحمانى : لازم نيست مطلبى را آقاى مفسّر بگويد تا ما بپذيريم .
مفسّر هم مثل ماست ! چه نوع برترى او نسبت به ما دارد ؟ او درس خوانده ؛ ما هم درس خواندهايم !
جواب : بنده هم حرف شما را تأييد كردم . به عبارت ديگر قرآن گفت :
ملائكه از طرف مؤمنين اين جمله را به كفّار گفتند . مطلب ديگر در بارهى « توصيه » است ؛ كه هم مىتوان آن را به معناى وصيّت اصطلاحى گرفت و هم طلب كمك ؛ كه معناى دوّم البته مناسبتر است .
اينها نمىتوانند با هم تعاون و اتّحاد داشته باشند و بگويند : « برو به فلانى
يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 250
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص٢٥٠