خضوع كنند و تسليم گردند .
/ ب
امتحان تنعُّم سختتر از آزمون فقر است /
بنابر اين عدّهاى در تهيدستى و فشار زندگى قرار مىگيرند ؛ تا از اين راه به خدا توجّه يابند و به درگاه او لابه و انابه كنند ؛ امّا اگر برنگشتند :
« فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّروُا بِهِ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ ابْوَابَ كُلِّ شَىْءٍ » . « 1 »
( آرى ، ) هنگامى كه ( اندرزها سودى نبخشيد ، و ) آنچه را به آنها يادآورى شده بود فراموش كردند ، درهاى همه چيز ( از نعمتها ) را به روى آنها گشوديم ؛
آنچنان بر سرشان ثروت مىريزيم و دنيا به آنها رو مىكند كه نگو ! چرا ؟
براى اينكه / بدر فاز و فضاى تازهاى از امتحان / قرار گيرند . معمولًا / بخوشى و كاميابى ، غفلتزاست و اساساً امتحانشدن با تنعّم و برخوردارى ، سختتر از آزمون با فقر و فاقه است . / معمولًا خداوند اگر بخواهد به كسى غضب كند ، او را در ناز و نعمت غوطهور مىكند :
« حَتّىَ اذا فَرِحُوا بِمَا اوتُوا » . « 2 »
تا اين كه برخوردارىهاى ايشان ، فرحناكشان كرد !
گفتند : بهبه ! عجب زندگى خوبى داريم . رفتهرفته دچار بغْى و طغيان شدند و خود را مستحقّ عذاب كردند . اينجاست كه :
« أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً » . « 3 »
/ تمهيد ي كل الحقوق محفوظه ت ناگهان با پنجهى عذاب گرفتيمشان !
از اين آيات استفاده مىشود كه ثروت را گاه حضرت حق ، از سرِ غضب به بنده مىدهد و مىخواهد با اين كار سوء عاقبت را براى او رقم بزند .
هامش
( 1 ) - / انعام ، 44 .
( 2 ) - / همان سوره و آيه .
( 3 ) - / همان سوره و آيه .