پيشفرضِ حبيب نجّار !
در آيههاى 21 و 22 مىخوانيم :
« اتَّبِعُوا مَن لَايَسْأَلُكُمْ أَجْراً وَ هُم مهْتَدُونَ . وَ مَا لِيَ لَا أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ »
( حبيب گفت : ) از كسانى پيروى كنيد كه از شما مزدى نمىخواهند و خودْ هدايت يافتهاند !
من چرا كسى را پرستش نكنم كه مرا آفريده و همگى به سوى او بازگشت داده مىشويد ؟
اين جملات ، ادامهى گفتگوى حبيب با قوم خويش است . اين آيات نشان مىدهد كه پيشفرضِ « حبيب » اين بود كه مردم ديار من خدا را مىشناسند و مدّعى اين معنا هستند . لذا وقتى گفت :
« وَ مَا لِيَ لَا أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ » ؟
منظورش اين بود : شما كه قبول داريد خدا اوّل و آغاز همه بوده و منتهاى همه به سوى اوست . من از وجدان فطرى شما كمك مىگيرم و بر آن انگشت توجّه مىنهم و مىگويم : چرا چنين خدايى كه آشناى ما و شماست ، معبود من نباشد ؟
بعد در آيه ى 23 مىگويد :
« ءَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِ آلِهَةً إِن يُرِدْنِ الرَّحْمنُ بِضُرٍّ لَاتُغْنِ عَنِّي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئاً وَ لَا يُنقِذُونِ »
آيا بىاجازهى او معبودانى را انتخاب كنم كه اگر خداوند رحمان بخواهد زيانى به من برساند ، شفاعت آنها كمترين فايدهاى براى من ندارد و مرا ( از مجازات او ) نجات نخواهد داد ؟
خلع « مِنْ دون اللَّه » از صدرنشينى
آيا اگر اين آيهى شريفه ، فاقدِ تعبيرِ « من دونه » بود ، مطلب ناقص بود ؟ چرا به جاى ءَأَتَّخِذُ آلِهَةً فرموده است : ءَأَتَّخِذُ مِنْ دوُنِه آلِهَةً ؟