« وَ جَاءَ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعَى قَالَ يَا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ »
و مردى ( با ايمان ) از دورترين نقطهى شهر با شتاب آمد و گفت : « اى قوم من ! از فرستادگان ( خدا ) پيروى كنيد !
حبيب در لحظهاى پيدا شد كه مىخواستند پيامبران را دستگير ، زندانى و اعدام كنند . اين « حبيب » كيست ؟ حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله در پاسخ روايتى مىفرمايد :
او از كسانى است كه لم يكفروا باللَّهِ طَرْفَهَ عَيْنٍ « 1 » .
به اندازهى يك چشم به هم زدن هم به خدا كفر نورزيد .
نيز گفته شده است :
السُّبَّاقُ ثَلاثَةٌ : حَبيبُ صاحِبُ يس و حزقيل مؤمن آل فرعون و علىّبن ابىطالب عليه السلام . « 2 »
سابقون سه نفرند : حبيب ، حزقيل و على عليه السلام .
البتّه ممكن است علاوه بر اين سه نفر و طبق روايات ديگر ، اشخاصى همچون « يوشع » هم از سابقون باشند .
اينكه در روايت داريم : به اندازه ى يك چشم به هم زدن هم به خدا كفر نورزيد ، مرحلهى بسيار بالايى است . بعضى از مفسّرين گفتهاند : حبيب در ابتدا كافر بوده و بعد مؤمن شده است ؛ كه اين سخن مورد پذيرش ما نيست .
/ ب
پاداش و پاسداشتِ حقجويى و حقگويى حبيب نجّار ! /
حقير به قصّههايى كه در تورات نقل شده و بعضى از مفسّرين در تفسيرها آوردهاند ، ايمان چندانى ندارم . ما بيشتر نصّ قرآن و روايات اهل بيت عليهم السلام را ملاك قرار مىدهيم . حرفهايى كه گاه شنيده مىشود ، با قرآن همخوانى
هامش
( 1 ) - / بحارالانوار ، ج 13 ، ص 58 .
( 2 ) - / بحار ، ج 24 ، ص 8 : عن ابن عباس قال : السبّاق ثلاثة . . .