بغْى و ظلم است . انحراف بشر از لحظهاى شروع مىشود كه به اسراف و زيادهخواهى بيفتد .
« وَ اتّبَعَ الذَّينَ ظَلَمُوا ما اتْرِفُوا فيه » « 1 » .
و آنان كه ستم مىكردند ، از تنعّم و كامجويى ( مُفرطانه ) پيروى كردند .
از اين آيات دانسته شد كه متولّى كار فرهنگى در جامعه بايد در مقام برخورد با مردم به سه مطلب توجه كند :
1 - در مقابل بددهنى و زخم زبان مردم ، قد خم نكند و تسليم نشود . به قول قرآن :
« وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ » « 2 »
در راه خدا از ملامت هيچ ملامتكنندهاى نمىترسند .
2 - آنها را آگاه كنيم كه فحشى كه به ما مىدهيد ، به اين دليل نيست كه ما به شما بدى كردهايم . بلكه بدى و بيمارى نهفتهى شما را به عنوان مقدمّهى علاج ، آشكار كردهايم . شما نبايد ما را ملامت كنيد ؛ بلكه بايد خودتان را ملامت كنيد :
/ ب « فَلَا تَلُومُونِي وَلُومُوا أَنْفُسَكُمْ » ! « 3 » /
3 - موشكافى روانى كنيم و ببينيم مردم به چه دليل منحرف شدهاند و سمع قبولشان را از دست دادهاند ؟
بعد از اينكه گفتوگوى ميان پيغمبران و مردم به اتمام مىرسد ، « حبيب » - / معروف به « صاحبِ ياسين » - / با شتاب از راه مىرسد . قرآن گزارش كيفيّت ورود او و صحبتهايش را در آيه ( 20 ) اين گونه بيان مىكند :
هامش
( 1 ) - / هود ، 116 .
( 2 ) - / مائده ، 54 .
( 3 ) - / ابراهيم ، 22 .