تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
بغْى و ظلم است . انحراف بشر از لحظه‌اى شروع مىشود كه به اسراف و زياده‌خواهى بيفتد . « وَ اتّبَعَ الذَّينَ ظَلَمُوا ما اتْرِفُوا فيه » « 1 » . و آنان كه ستم مىكردند ، از تنعّم و كام‌جويى ( مُفرطانه ) پيروى كردند . از اين آيات دانسته شد كه متولّى كار فرهنگى در جامعه بايد در مقام برخورد با مردم به سه مطلب توجه كند : 1 - در مقابل بددهنى و زخم زبان مردم ، قد خم نكند و تسليم نشود . به قول قرآن : « وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ » « 2 » در راه خدا از ملامت هيچ ملامت‌كننده‌اى نمىترسند . 2 - آن‌ها را آگاه كنيم كه فحشى كه به ما مىدهيد ، به اين دليل نيست كه ما به شما بدى كرده‌ايم . بلكه بدى و بيمارى نهفته‌ى شما را به عنوان مقدمّه‌ى علاج ، آشكار كرده‌ايم . شما نبايد ما را ملامت كنيد ؛ بلكه بايد خودتان را ملامت كنيد : / ب « فَلَا تَلُومُونِي وَلُومُوا أَنْفُسَكُمْ » ! « 3 » / 3 - موشكافى روانى كنيم و ببينيم مردم به چه دليل منحرف شده‌اند و سمع قبولشان را از دست داده‌اند ؟ بعد از اين‌كه گفت‌وگوى ميان پيغمبران و مردم به اتمام مىرسد ، « حبيب » - / معروف به « صاحبِ ياسين » - / با شتاب از راه مىرسد . قرآن گزارش كيفيّت ورود او و صحبت‌هايش را در آيه ( 20 ) اين گونه بيان مىكند :
هامش
( 1 ) - / هود ، 116 . ( 2 ) - / مائده ، 54 . ( 3 ) - / ابراهيم ، 22 .