چرا كسى پيدا مىشود كه اين چنين روايات معصومين را رد مىكند ؟
ريشهاش اين است كه ما پيغمبر را قبول داريم ؛ ولى پيغمبرى كه در ويترين باشد ! امر و نهى نكند . به كار دنياى ما كارى نداشته باشد . در سياست و تجارت و آخوندىگرى ما دخالت نكند ! اگر چنين كند ، پيغمبر خوبى است .
علما را همين طور قبول داريم . عالمى مورد پذيرش ماست كه در مسايل اجتماعى ، سياسى وشخصى ما دخالت نكند .
آقايى به صراحت مىگفت :
« دين از تجارت جداست ! » اگر دين از تجارت ، سياست و قانونگذارى جدا باشد ، چه دينى است ؟
تأكيد ، تلنگر و آژير بيدارباش
در آيههاى 16 و 17 خداوند مىفرمايد :
« قَالُوا رَبُّنَا يَعْلَمُ إِنَّا إِلَيْكُمْ لَمُرْسَلُونَ وَ مَا عَلَيْنا إلَّا الْبَلغُ الْمُبِينُ »
( رسولان ما ) گفتند : « پروردگار ما آگاه است كه ما قطعاً فرستادگان ( او ) به سوى شما هستيم ، و بر عهدهء ما چيزى جز ابلاغ آشكار نيست . »
پيامبران وقتى به سوى اقوام و ملل برانگيخته مىشدند ، به هنگام معرّفى خود از تعبيرات قوى و تأكيدات محكمى سود مىبردند . مىگفتند : ما حقيقتاً ، حتماً ، واقعاً و بىشك و شبهه پيغمبر خدا هستيم . آيا اين تعابير غليظ و شديد ، دليل پيامبرى است ؟
در اين قسمت از سورهى ( يس ) به چنين موردى بر مىخوريم . در يك آيه از چند تأكيد استفاده شده است : تعبير « ربُّنا يعلمُ » ، « انّ » و « لام » در كلمهى « لَمُرسلون » براى تأكيد است . معناى آيه اين است كه :
پيامبران خطاب به مردم گفتند : « خدا مىداند كه هر آينه ما به سوى شما حتماً فرستاده شدهايم ! »