تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
كرد . وجه اين‌كه در قرآن مىخوانيم : « قُلِ اللّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ » ! « 1 » بگو اللَّه ! سپس رهايشان كن ! شايد اين باشد كه وقتى گفتى ( اللَّه ) نه تنها در بشر كه در هستى تحوّلى ايجاد مىشود . در واقع / ب‌تو با تلفّظ نام اللَّه ، به آن كليد اصلى عالَم ، به « حبل اللَّه المتين » ، به بىسيم الهى متّصل شده‌اى و با اين كار همه‌ى هستى را با خود همراه كرده‌اى . پس ديگر نگران تنهايى نيستى ! پس دشمن را رها كن ! / گاه ساده‌ترين كارها اگر با اعتقاد و باور قلبى توأم شود ، رفعت شأن مىيابد . در حالات يكى از وعّاظ نقل مىكنند كه هر بار كه مىخواست به منبر برود ، ابتدا فرد عامىيى را كه پاى منبر نشسته بود ، مىبوسيد ، دعايى مىكرد ، بعد منبر مىرفت . حال خوبى در وجود خودش داشت . آيا منبر اين آقا اثر ندارد ؟ ! حتماً اثر دارد . چون روحش تغيير پيدا كرده بود . سخنان پبغمبران اصالتاً اثربخش بود ؛ چون خود آنان به حرفشان مؤمن بودند . از اين رو وقتى نام خدا را مىبردند ، اثر مىكرد . نام خدا خاصيّتش اين است كه در سنگ هم اثر مىكند ؛ چه رسد به بشر ! بنابر اين تأكيدات مكرّر قرآن يكى براى زدودن غلفت است . ديگر اين‌كه طرف مقابل بداند و احساس كند كه اين پيامبرى كه داعيه‌ى هدايتگرى دارد ، خود به حرفش باور دارد و بر آن پاى مىفشارد و سوّم اين‌كه بردن نام خدا ، تكان‌دهنده است ؛ به خصوص وقتى كه / ب‌لبان و زبان / مبارك يك ولىّ خدا آن را تلفّظ كند .
هامش
( 1 ) - / انعام ، 91 .