نيز در واقعهى برائت خود را اين گونه معرّفى كردند :
انّى رسولُ رسولِ اللَّه . « 1 »
من رسولِ رسول خدا هستم .
على عليه السلام يك گام هم فراتر رفتند و « نَفْسِ » رسول خدا شدند . قرآن از همين رو از ايشان و اهلبيت پيامبر صلى الله عليه و آله در ماجراى مباهله ، با تعبير « أنْفسنا » ياد مىكند .
در آيهى مورد بحث از سورهى ( يس ) نيز نمايندگان عيسى عليه السلام داراى چنان جايگاه و پايگاهى مىشوند كه با آنكه حضرت حق ، خود مستقيماً آنان را به رسالت برنگزيده است ، در عين حال تعبير مىكند :
« اذْ ارْسَلْنا إِلَيْهِمُ اثْنَينِ . »
هنگامى كه دو نفر از رسولان را به سوى آنها فرستاديم .
برداشتهاى دشمنشكن !
گفتنى است :
وقتى از نظر قرآن ، عنوانِ « مُرسَل » برازندهى اوصياى عيسى عليه السلام است ، چرا وقتى در ماجراى غديرخُم ، پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله تعيين وصى كردند ، برخى امّا و اگر نمودند كه :
هذا مِنْ عِنْدِكْ اوْ مِنْ عِنْدِاللَّه ؟ « 2 »
آيا اين تصميمِ خود توست يا خدا چنين فرموده است ؟
با عنايت به چنين / ببرداشتهاى دشمنشكن از سورهى ( يس ) است كه اين سوره ، قلب قرآن شده است .
هامش
( 1 ) - / دعائم الاسلام ج 1 ص 18 ، قاضى نعمان مغربى و كتاب سليم بن قيس ، ص 196 .
( 2 ) - / الغدير ج 1 ص 243 و كتاب خلاصة عبقات الانوار ، ج 8 ص 356 از سيد حامد نقوى .