تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
رو شرح مقدّمات آن درز گرفته مىشود . مهم اين است كه « حبيب » كارى كرد و به راهى رفت كه در انتها به او « بهشت » را تعارُف كردند كه : « آقاى حبيب ! بفرماييد بهشت ! » وقتى حبيب ، به ضيافت الهى دعوت مىشود ، فراموش مىكند كه در اين راه ، شكنجه شده ، سوزانده و پودر شده است . بلكه فاميل و قومش را ياد مىكند و آرزو مىكند كه كاش آن‌ها در جريان قرار مىگرفتند كه چه نيك‌عاقبت شدم : « قَالَ يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ بِمَا غَفَرَ لِي رَبِّي وَ جَعَلَنِي مِنْ الْمُكْرَمِينَ » . ( بعد از اين‌كه شهيدش كردند و به او گفته شد : وارد بهشت شو ! ) گفت : اى كاش قوم من مىدانستند كه پرودگارم مرا آمرزيده و از گرامىداشتگان قرار داده است . بعضى از مفسّرين مىگويند : « حبيب اصلًا نمرد ! بلكه خدا او را زنده ، به بهشت بُرد « 1 » . چون در قرآن نيامده است كه او كشته شد . بلكه مىفرمايد : به او گفته شد : وارد بهشت شو ! » بعضى ديگر از مفسّرين مىگويند : شيوه‌ى قرآن ، مقدّمات است . لذا منعى ندارد كه حبيب كشته شده باشد . مرگ او هم شهادت و او در شمارِ سابقين است . در روايت آمده است : سابقين چهار تن هستند : فرزند مقتول حضرت آدم ، حبيب نجّار ، مؤمن آل فرعون ، و علىّبن ابىطالب - عليه أفضل الصلاة والسلام - كه البتّه على عليه السلام بر سه نفر ديگر فضيلت دارد . « 2 » آيه‌ى « االسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ اولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ » در مورد همين چهار نفر وارد شده است . در روايتى ديگر آمده است كه : صديقون سه تن هستند : حبيب النجار ،
هامش
( 1 ) - / بحارالانوار ، ج 14 ، ص 243 . ( 2 ) - / بحارالانوار ، ج 66 ، ص 156 .
يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 99 | السيد محمد تقي المدرسي