تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
پاسخ اين است كه مرگ ، به عنوان نقطه‌ى پايان زندگى ، سرنوشت هر انسانى است ؛ چه در شمار افراد عادى باشد و چه پيامبر و چه شهيد . آيه‌ى زير به طور كلّى اشاره به چنين سرنوشتى دارد : « كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ » . هر نفْسى طعم مرگ را مىچشد . « 1 » شهدا هم اگر مرگ اختيارى را براى خود انتخاب نكرده بودند ، روزى / ب‌نقطه‌ى پايانِ مرگ بر جمله‌بندى حياتشان گذاشته مىشد ! / از سوى ديگر شهدا هم بايد روزى بميرند . منتها در وقت دميده شدن در صور اسرافيل ، خواهند مُرد . مردن طبق روايات ، حق است . حضرت عيسى هم مىميرد . حضرت ادريس هم كه در آسمان چهارم است ، مىميرد ؛ حضرت خضر هم مىميرد . اين سه نفر با آنكه هنوز زنده هستند ، روزى مىميرند ؛ چون اين اصلِ خدايى شامل حال آنان نيز مىشود كه : « كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ » و « كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ » . « 2 » اين آيات ، شايد اشاره‌اى باشد به مردنِ قبل از روز قيامت كه براى همه حتّى شهيد اتّفاق خواهد افتاد .

اوصياى پيامبر از نظر قرآن ، رسولند

در اينجا بحث جالبى ميان مفسّرين وجود دارد كه آيا پيامبرانى كه به شهر انطاكيه آمدند ، مستقيماً از طرف خداوند به رسالت برگزيده شده بودند ؛ يا رسولان حضرت عيسى عليه السلام بودند ؟ اين احتمال وجود دارد كه كسى كه از طرف پيامبر خدا ، براى انجام مأموريّتى فرستاده شود ، در قرآن ، به نام پيغمبر ( رسول ) ذكر شده باشد . با اين وصف ، اوصياى پيامبر را نيز مىتوان رسول ناميد . علىّبن ابىطالب عليه السلام
هامش
( 1 ) - / آل عمران ، 185 . ( 2 ) - / رحمن ، 26 .