مىبيند ، هم چنان كه زمزمههاى مناجات كنندگان به درگاه پروردگارشان را كه از مكر شيطان به دو پناه مىبرند مىشنود و كارهايشان را مىبيند .
مىپرسيم : چگونه به خدا پناه بريم ؟
نخست : با دعا و مناجات . ديده مىشود كه مؤمن در معرض امواج بلا يا انواع فريفتنها قرار مىگيرد و اندكى در كار ترديد مىكند ، ولى به محض آن كه از خدا به دعا درخواست مىكند خداوند به دو نيرويى / 102 كافى براى ايستادگى در برابر شيطان مىدهد .
دوم : با شناخت خدا و نزديكى جستن به او به وسيلهء ذكر و تسبيح و اعتماد به يارى او .
[ 57 ] از وسايل كار آمد براى جنگ با كبر نفس ( و بزرگ خويشتنى ) نگريستن و توجّه به عظمت آفرينش خدا و قايم بودن او به ذات خود است ، آيا من متكبّر ( و بزرگ نما ) بزرگترم يا كوهها ، يا زمين ، يا خورشيد ، يا ماه ؟ ! و اصلا : من در مقايسه با اين آفرينش عظيم كيستم ؟ ! «
لَخَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَكْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ
- البتّه آفرينش آسمانها و زمين از آفرينش مردم بزرگتر است . » بياييد به ملكوت آسمانها و زمين بنگريم تا نسبت به حجم و اندازهء حقيقى خود شناخت يابيم . من يك تن از پنج ميليارد انسانى هستم كه بر روى سيّارهء ما ( زمين ) راه مىروند ، و انسان خود يكى از هزاران جاندار است ، و جانداران گونهاى از دهها گونه جنس غير جاندارند ، وانگهى تمام آنچه در زمين است جز مساحتى محدود از آن را نگرفته ، به علاوه من جز چند سالى بر روى زمين زندگى نمىكنم كه اگر با ميليونها سال از عمر زمين مقايسه شود چون چشم بر هم زدنى زود گذر خواهد بود .
آن گاه اين زمين تابعى كوچك از خورشيد است و حجم آن يك ميليونيم حجم مادر خود ، و همواره همچون كودك شيرخوارى كه از مادرش دور نمىشود ، نزديك خورشيد بسر مىبرد ، ولى با وجود اين نزديكى مسافت ميان سيارهء ما و