تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
لشكرهاى او آنچه بايد بكنند با آنها مىكنند ، چندان كه باد براى آنها بنايى كه بدان پناه برند و آتشى كه ديگى بر آن نهند باقى نگذاشت . من مشغول مشاهدهء اين وضع بودم كه ابو سفيان از پناهگاه خود بيرون آمد و سپس گفت : اى گروه قريش ! هر يك بنگرد و ببيند كه شخصى كه كنار او نشسته كيست . حذيفة گويد : من به كسى كه در سمت راستم بود نظر كردم و گفتم : تو كيستى ؟ گفت : فلانى ، سپس ابو سفيان با دو مركب خود برگشت و گفت : اى گروه قريش ! به اللَّه سوگند كه شما را جاى درنگ نيست ، خفّ و حافر هلاك شدند و بنى قريظه با ما خلف وعده كردند و اين باد هيچ چيزى براى ما باقى نگذاشت . سپس شتابان بر ماده شتر خود كه پايش بسته بود سوار شد و پس از سوار شدن بند از پايش گشود . ( حذيفه ) گفت : من با خود گفتم اگر اين دشمن خدا را با تيرى بزنم و بكشم ، كارى كرده‌ام ، از اين رو كمان خود را آماده كردم و تيرى در چلّهء كمان نهادم و مىخواستم آن را بكشم و او را بكشم كه گفتهء پيامبر خدا ( ص ) را به ياد آوردم كه به من گفت : « هيچ سخنى مگو و كارى مكن تا بازگردى » ، گويد : كمان را پايين آوردم و سپس نزد پيامبر خدا ( ص ) بازگشتم ، در حالى كه او نماز مىخواند . چون صداى آهستهء مرا شنيد ، ميان دو پاى خود را گشود و من به زير پاى او رفتم و حضرتش بخشى از كساى خود را بر من افكند ( شايد پيامبر از اين رو مىخواسته او را پنهان كند كه تحرّك او حتى بر مسلمانان نيز معلوم نشود ) پس ركوع و سجود كرد ، آن گاه به من گفت : چه خبر ؟ و من به او خبر دادم . « 26 » و شك نيست نقشى كه مؤمن آل فرعون ( حزقيل ) ايفا كرده از تصميم رهبر مكتبى كه آن روز در شخص موسى ( ع ) تمثّل داشته دور نبوده است . ايمان وى دير زمانى در پردهء كتمان باقى مانده بوده و در ظرف آن مدت وى بسيار مراقب و مواظب و رازدار بوده ، و ماجرايش هرگز فاش نشده بوده است . وى را عقيده‌اى استوار و ايمانى راسخ بوده است و از اين رو تغيير مناصب و عوامل فريبنده او را از موضع خود
هامش
( 26 ) - مجمع البيان ، ج 7 - 8 ، ص 244 - 245 .
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 58 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي