هدايت نمىكند . » گزافكارى كه دلش بتمامى متوجّه و آرزوجوى شهوتهاست .
«
كَذَّابٌ
- دروغگو . » زبان خود را در راه توجيه شهوتهاى خويش و خلط ميان حق و باطل به كار مىبرد ، و اين از خطرناكترين مشكلاتى است كه انسان بدان دچار مىشود ، و از اين رو پيامبر خدا ( ص ) گفت : « پناه مىبرم به خدا از دلى بسته و زبانى رها شده » .
[ 29 ] مؤمن آل فرعون سببى را كه فرعون و قوم او را وادار كرد موسى ( ع ) را انكار كنند بيان مىكند و آن سبب همان / 62 خلط ميان حق و زور است ، آنها پنداشتند آن مقدار از نيرويى ظاهرى كه دارند آنها را از جستجوى جدّى براى رسيدن به حق و التزام بدان بىنياز مىدارد .
«
يا قَوْمِ لَكُمُ الْمُلْكُ الْيَوْمَ ظاهِرِينَ فِي الْأَرْضِ
- اى قوم من ، امروز فرمانروايى از آن شماست . بر اين سرزمين غلبه داريد ، » پس شما صاحب نيروى مادّى و تسلّط اجتماعى هستيد ، و كسى با شما رقابت نمىكند ، ولى آيا اين نيرو هم چنان باقى مىماند و ادامه مىيابد ؟ وانگهى ، وقتى خشم خدا فرا رسد برنمىگردد .
«
فَمَنْ يَنْصُرُنا مِنْ بَأْسِ اللَّهِ إِنْ جاءَنا
- اگر عذاب خدا بر سر ما آيد چه كسى ياريمان خواهد كرد ؟ » طبيعة پاسخ اين پرسش منفى است ، ( هيچ كس ) ، در اين صورت ارزش نيرويى كه صاحبان خود را از گزند مصون و محفوظ ندارد چيست ؟ تمام اين پرسشها و آنچه پس از اين خواهد آمد روندى واحد دارد و همان كوشش مؤمن ( آل فرعون ) است تا از خلال آنها شكّى شيوهمند در نفوس و رهبرى آنها به سوى حق است .
شايد آن مؤمن در ايجاد دو جبهه در صف حاكمان موفق شده باشد كه فرعون را وادار مىكند براى از ميان بردن اختلاف و پايان بخشيدن بدان به مصلحت خود مداخله كند .