«
قالَ فِرْعَوْنُ ما أُرِيكُمْ إِلَّا ما أَرى وَ ما أَهْدِيكُمْ إِلَّا سَبِيلَ الرَّشادِ
- فرعون گفت : شما را جز آنچه خود مصلحت ديدهام راهى ننمايم و جز به صواب رهنمايى نكنم . » وى راه شك برنامهريزى شده و انديشه را بر آنان بست و گفت : شما نياز به انديشيدن نداريد ، من مىانديشم و براى شما مصلحت بينى مىكنم ، و جز حق نمىبينم و شما را جز به صواب رهنمايى نمىكنم . پس بر شما واجب است كه به طور مطلق تسليم شويد ، و اين همان عادت گردنكشان در هر مكان و زمانى است ، و طبيعة در دولتهاى ديكتاتورى كه حكمروايان آنها معتقدند كه عامّهء مردم بايد به روزنامهها و راديوها و در نتيجه تنها به رأى و فكر آنها ايمان بياورند . از اينجا بدين نكته مىرسيم كه فرعونى كه موسى با او جنگيد جز مظهرى از مظاهر گردنكشى در طول تاريخ نبوده است .
/ 63 [ 30 - 31 ] اگر اين گفتهء فرعون ظاهرا اطرافيان او را تسليم كرد ، اما آن فرد مؤمن هم چنان در حمايت از حق پايدار ماند و با بينش هدايت على رغم گمراه سازى طاغوت استوار ايستاد ، و شايسته است كه مؤمنان در تمام مكانها و زمانها چنين باشند .
«
وَ قالَ الَّذِي آمَنَ يا قَوْمِ إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ مِثْلَ يَوْمِ الْأَحْزابِ
- آن كه ايمان آورده بود ، گفت : اى قوم من ! من بر شما از آنچه بر سر اقوام ديگر آمده است بيمناكم . » و آن اقوام و احزاب هر گروهى هستند كه بر ضد حق و نمايندگان آن بر اساس هوى گرد هم مىآيند ، و قرآن به عنوان نمونهاى از اين گروه اشارهاى گذرا به پارهاى از آنان مىكند كه داستانهايشان به صورت رويدادها و عبرتهايى در امتهاى پيشين و از ميان رفته واقع شده است .
«
مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَ عادٍ وَ ثَمُودَ وَ الَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ
- همانند قوم نوح و عاد و ثمود و كسانى كه از آن پس آمدند . » و آنان اگر چه در تاريخ و داستانها و سرانجام خود تفاوت دارند ولى در