كردند كه قدرت او از خود او نيست و از چيزهايى كه آنها آن را به عنوان نيرنگها ( ى جادوگرى ) مىشناسند نمىباشد ، بلكه از خداست ، و از اين رو از او خواستند كه از پروردگار خويش درخواست كند .
/ 491 دوم : براستى تهمت جادوگريى كه كافران بر پيامبران مىبستند خود نيرومندترين حجّت و دليل بر درستى پيامبرى ايشان بود ، زيرا در ضمن اين اتّهام اعتراف مىكردند كه پيامبران چيزى خارق العاده مىآورند ، ولى آنها آن را جادوگرى تعبير و تفسير مىكردند . و ما برائت پيامبران را از جادوگرى مىدانيم ، زيرا جادوگر هر جا و هر وقت بيايد رستگار نمىشود ، و فرق موجود ميان جادوگرى و پيامبرى را كه آنها ندانستند ما به خوبى مىدانيم ، پس اعتراف و شناسايى امّتهاى كافر نسبت به پيامبران دليل بر راستى و درستى پيامبران است . و اين معجزات نشانههايى بود كه بر آنها مشتبه مىساخت كه پيامبران صاحب چيزهاى خارق العادهاند ، هم چنان كه مىدانيم كه كفر آن جاهلان بر اثر انگيزهء بزرگ خويشتنى و دنيا دوستى و گريز از مسئوليّت بوده است .
سوم : با وجود بستن تهمت جادوگرى بر پيامبر ، موسى ( ع ) و وعده شكنيهاى مكرّر آنها دائر بر اين كه او را تصديق خواهند كرد ، باز هم اين پيامبر بزرگ براى آنها از پروردگار خود درخواست مىكند . و حقّا كه اين سينهء بى كينه چه قدر گنجايى دارد ، و اين دل چه قدر مهربان است ، و اين پايدارى در راه دعوت چه قدر با دوام است كه سزاست ما آن را سرمشق و نمونهاى نيكو براى خود قرار دهيم ( و بدان تأسّى كنيم ) .
[ 50 ] به رحمت واسع خداى سبحان و لطف او بر بندگانش عذاب از آنها برداشته مىشود ، با وجود آن كه مىداند در آن صورت هم ( پس از رفع عذاب موقّت ) هرگز هدايت نمىشوند ، ولى براى آن كه فرصتى از پس فرصتى ديگر به آنها بدهد چنين مىكند .
«
فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ إِذا هُمْ يَنْكُثُونَ
- چون آن عذاب را از آنها برداشتيم ، پيمان خود را شكستند . »