تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
واقعيتهاى مثبت و منفى آن داستانها را نشان مىدهد ، و مىگويد كه چگونه مردم آنها را تكذيب كردند ، ولى با وجود اين آيندگان بعد از آنها ايشان را تقديس نمودند . چرا ؟ براى تعويض موقعيّت حاضر به گذشته كه به نوبهء خود از پرتابگاه گريز از تحمّل مسئوليّت وضع موجود مىآيد ( و از آن آبشخور سرچشمه مىگيرد ) ، و اين براى آن است كه كسى كه يكى از بزرگان تاريخ را تقديس مىكند تكليفى بسيار نسبت به دو ندارد ، امّا كسى كه رهبرى زنده را كه در زمان او زندگى مىكند محترم مىشمارد اين امر به معنى فرمانبردارى از او و سرسپردن به دو و فرمانهاى اوست . و از اين مبدء حركت است كه قرآن از داستان ابراهيم با قوم خود سخن مىگويد كه از پرستش بتها بيزارى نشان داد ، بدين اعتبار كه پرستش آنها به وسيلهء پدران دليل بر مشروع بودن آن پرستش نيست ، و اين انديشهء آزادگى را براى فرزندان خود به ميراث نهاد ، و اين امر سنّتى شد كه مؤمنان راستين در طول تاريخ آن را به ميراث بردند ، كه به خدا ايمان آورند و به فساد جارى در ميان مردم كه ديگران بدان خو گرفته‌اند گردن ننهند و به قانونمندى دروغين و مجعول - قانونمندى امر واقع و وضع موجود - كه جهان سياسى امروز ما آن را بدين نام مىخواند ، هر چند اين « واقع » دشوار باشد ، تسليم نشوند . پس از اين ، آيات از نگرش مادّى محض به ارزشها سخن مىگويد ، كه ( منكران قريش گفتند : ) كه اگر اين قرآن بر بزرگمردى از مردم دو شهر بزرگ ، مردى از مكّه يا ديگرى از طائف نازل مىشد ( پذيرفتنى مىبود ) . چرا ؟ زيرا دنيا بر آنان روى نهاده ، و نگرش مادّى به ارزشها برخاسته از نگرش مادّى به چيزهاست ، پس ارزش ، و تمام ارزش در نظر برخى از مردم از آن مادّه است ، يا مادّهء آن ارزش اصلى است / 461 كه به ديگر ارزشها اعتبار قانونى و مشروع مىدهد . «
وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ لِأَبِيهِ وَ قَوْمِهِ إِنَّنِي بَراءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ
- و ابراهيم به پدر و قومش گفت : من از آنچه شما مىپرستيد بيزارم . » رسالت ابراهيم - عليه و على نبيّنا و آله السّلام - عليه استمرار امر واقع و وضع موجود عليه پرستش پدران ، و مقدّس انگاشتن آيين و معتقدات و تاريخ آنان