تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩
ماركيسم مىگويد انسان بكلّى محكوم روش توليد است . همچنين اجتماع جاذبه‌اى كلان دارد ، ولى چيزى را بر انسان حتمى ( و غير قابل اجتناب ) نمىسازد ، و همچنين است تاريخ كه بشر را در جهت تحوّل خود مىكشاند ولى چنان نيست كه او را به ناخواست و اكراه خود به سويى براند . اگر توانايى انسان بر مبارزه با عوامل فشار نبود تمدّن به وجود نمىآمد و يك وجب به پيش نمىرفت ، و پيشگامان نمىتوانستند كه ديوارها و سدهاى عقب ماندگى را به تيرهاى نو آفرينى بشكافند ، و انقلابيّون نمىتوانستند كه واقعيّت سياسى فاسد را دگرگون سازند ، و پيامبران بر جاهليانى كه وسايل توليد و دستگاههاى تبليغاتى و جاذبيّت اجتماع را در اختيار داشتند پيروز نمىشدند . [ 21 ] يكى از حتمى شمرده‌هاى پندارى حتمى شمردن تاريخى ( يا جبر تاريخ ) است ، دين تاريخ و ميراث و سنّتهاى پدران و پيشينيان را قبول ندارد مگر بدان اندازه از هدايت الهى كه از طريق رسالتهاى خدا در آنها راه يافته باشد ، و از اين رو مىبينيم كه قرآن حكمت آموز به ما خاطر نشان مىكند كه ما دام كه آنها كتابى ( آسمانى ) ندارند كه بدان تمسّك كنند ، گذشتهء آنها ارزشى ندارد . «
أَمْ آتَيْناهُمْ كِتاباً مِنْ قَبْلِهِ
- آيا پيش از ( قرآن ) كتابى بر ايشان نازل كرده‌ايم ؟ » پيش از قرآنى كه در آن مجادله مىكنند . «
فَهُمْ بِهِ مُسْتَمْسِكُونَ
- و آنها بدان ( كتاب پيش از قرآن ) تمسّك مىجويند ؟ » . [ 22 ] هرگز تكيهء آنها بر علم نيست ( زيرا علمى نسبت بدان ندارند ) و نه تكيه بر كتابى ( آسمانى ) دارند ، و فقط تكيهء آنها به روشها و عاداتى پوسيده است . «
بَلْ قالُوا إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ
- بلكه مىگويند ما پدرانمان را بر آيينى يافتيم . » / 454 بر راه و روشى كه در آن يكديگر را به پيشوايى گرفتند . «
وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُهْتَدُونَ
- و ما از پى آنها مىرويم . »