تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
اگر اجتماع جاهليّت عرب به عقايد پدران خود تكيه مىكند ، بزرگترين فرد آن پدران ، ابراهيم پيشگام توحيد و شكنندهء بتهاست ، آيا از او كه رسالت توحيد را به عنوان كلمه‌اى پايدار در ميان فرزندان و بازماندگان خود به جا نهاد پيروى نمىكنند ؟ هرگز . . . آنها از خواهشها و هواهاى خود پيروى مىكنند نه از پدرانشان ، براستى كه كالاى دنيا آنها را از پيروى حق بازداشته و فريفته است تا آنجا كه به پيامبر ( ص ) نسبت سحر و جادو مىدهند ( 15 / 20 ) . چهارم : ارزيابى حقايق با مقياسهاى مادّى ، چنان كه ( اعراب ) گفتند : چرا اين قرآن بر مردى از بزرگان در طائف و مكّه نازل نشده ؟ و خدا ( به سبب اين گفتار ) آنان را براند . آيا آنان‌اند كه نعمتهاى خدا را تقسيم مىكنند ؟ هرگز . . . خداست كه روزى مردم را در ميانشان قسمت كرده و در امور مادّى برخى را بر بعضى برترى داده ، نه از آن رو كه اين يك را نزد او ارزشى است بيشتر و آن ديگرى را كمتر ، بلكه براى آن كه زندگى اجتماعى نظام و سامانى داشته باشد و به يكديگر نيازمند باشند و در ميان خود به همكارى و تعاون پردازند ، اما بزرگترين نعمت همان رحمت خداست نه مالى كه آنها مىاندوزند . چه قدر دنيا نزد خدا خوار و بى مقدار است ، تا آنجا كه اگر بر مؤمنان بسيار دشوار نمىآمد بيگمان تمام آن را به كافران ارزانى مىداشت ، زيرا به هر حال سرانجام دنيا كالايى است نابود شدنى . امّا آخرت است كه جاندار و جانبخش است و تنها از آن پرهيزگاران است . پنجم : همنشينان بد كه كار بد آدمى را در نظرش مىآرايند تا آن را خوب و زيبا بشمارد ، و خدا براى كسى كه از ياد پروردگارش غافل ماند و روى گرداند همنشين بد از جنّ و آدمى قرار مىدهد ، ( امّا كسى كه به ياد خدا باشد بيقين حقايق را به ديده بصيرت مىبيند ، زيرا شيطان از ياد كرد و نام خدا مىگريزد ) و شيطان مىكوشد كه كسى را كه ذكر خدا را ترك كرده از راه هدايت منحرف كند ، و گمراهى را در نظر او بيارايد ، و آدمى هنگامى كه به پيشگاه پروردگارش درمىآيد از نقش شيطان در گمراه كردن خود آگاه مىشود ، و به دو مىگويد : اى كاش ميان