تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
عالم اجسام لطيفى همچون فرشتگان يا اجسام متراكمى چون بشر است ، در واقع او در افق دانش و خرد و زندگى و توانايى است ، و بدين سبب او از عالم فرمان است كه از آنجا قدر نازل مىشود و قضا به آن است . براى ما كافى است كه از روح همين اندكى را بدانيم كه به نشانه‌ها و علامتها و نمودهاى هستى او ، و نه به ذات او اشاره مىكند ، هم چنان كه در ديگر انوار والايى كه وجود دارند جز به اندازهء شناخت آثار آنها آگاهى و شناختى نداريم ، و پروردگار سبحان ما گفته است : «
وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي / 409 وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا
« 138 » تو را از روح مىپرسند ، بگو : روح جزئى از فرمان پروردگار من است و شما را جز اندك دانشى نداده‌اند » . و اين چنين به نظر مىرسد كه روح - همچون خرد و اراده - همان نورى الهى است كه خدا بر دل هر كس از بندگانش بخواهد فرو مىفرستد ، تا آن را آكنده از آرامش ايمان ، و نور يقين و درستى توفيق و كلمهء پرهيزگارى و عصمت سازد . پروردگار ما به بندگان مؤمن خود درجه‌اى از اين روح را كه همان روح ايمان و پرهيزگارى است عطا كرده ، در حالى كه براى پيامبر خود محمد و خاندان او ، عليه و عليهم السلام ، درجاتى از اين روح را عطا كرده و ايشان را به درجهء يقين و عصمت ( مصونيّت از گناه ) رسانيده است . اگر اين روح نمىبود پيامبر باز نمىشناختند كه آنچه در گوشهايشان صدا مىكند يا در دلهايشان افكنده مىشود يا چشمانشان آن را مىبيند از نزد خداست يا از گرايشهاى شيطانها يا از اوهام و پندارهاى نفس . هم چنان كه اگر نور دانش نباشد انسان نمىتواند ميان حق و باطل و ميان آنچه ديده‌اش آب مىبيند و آنچه به نظر او سراب مىنمايد تمييز و تشخيص بدهد . و اگر روح القدس نمىبود پيامبر شيطان را بكلّى درهم نمىشكست و
هامش
( 138 ) - اسراء / 85 .