كه تجلّى خداوند براى او به صورت وحى مستقيم انجام مىيافت ، نه هنگامى كه فرستادهاى را از جانب خود ( كه همان جبرييل عليه السلام بود ) مىفرستاد ، و جبرييل به زيباترين شكل كه همان صورت دحيهء كلبى معروف به زيبارويى بود نمودار مىگشت ، و بر حسب يكى از نصّها جز دو بار به صورت اصلى خود بر آن حضرت وارد نشد . پس حالت شدّت تبدارى وحى چه بوده و براى چه روى مىداده است ؟
روايت كردهاند كه هنگامى كه وحى بر او نازل مىشد در سر خود بانگى چون آواى زنبوران عسل مىشنيد ، و روايت كردهاند كه روزى بسيار سرد وحى بر او نازل مىشد و چون وحى از او قطع شد از پيشانيش عرق مىچكيد .
روايت كردهاند چون وحى بر او نازل مىشد اندوهگين مىگشت و چهرهاش به تيرگى مىگراييد و روى خود را برمىگرداند و يارانش سرهاى خود را از او برمىگرداندند . « 124 » در حديث آمده است هنگامى كه بر ناقهء خود سوار بود بر او وحى آمد ، پس ناقه زانو زد و گلوگاه خود را بر زمين نهاد و نمىتوانست بجنبد ، و عثمان براى پيامبر مىنوشت «
لا يَسْتَوِي الْقاعِدُونَ . . .
آيه « 125 » و ران پيامبر بر ران عثمان قرار داشت ، پس ابن امّ مكتوم آمد و گفت : اى پيامبر خدا ! مرا عذرى است ، چه مىبينى ؟
آن گاه وحى او را از خود بى خود كرد ، و رانش بر ران عثمان سنگينى نمود ، تا آنجا كه گفت : ترسيدم آن حالت او را از هم بگسلاند ، پس خداى سبحان نازل كرد :
«
غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ
« 126 » غير از آنان كه رنج و آسيبى دارند » ، « 127 » / 405 و حق بود كه سنگينى وحى پيامبر را به رنج افكند ، و اگر توفيق خدا نبود بيگمان دل او از
هامش
( 124 ) - موسوعة بحار الانوار ، ج 18 ، ص 261 .
( 125 ) - النساء / 95 .
( 126 ) - النّساء / بخشى از آيهء 95 .
( 127 ) - موسوعة بحار الانوار ، ج 18 ، ص 464 .