تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
بزرگى كه متحمل آن مىشود او را بس . و اگر مردم از آنچه او ايشان را بدان فرا مىخواند روى گردانند ، اين امر دليل بر كوتاهى او در رسالت خود نيست ، و تقصيرى در رهبر محسوب نمىشود تا آن اندازه‌اى كه دلالت بر دور شدن آنها از ميزان خرد ثابت ، و پيروى آنها از طبيعتهاى چيره بر خود مىكند كه از فشارها و عوامل خارجى تأثير مىپذيرد . آنچه سياق آيه در اينجا عرضه مىكند براى آن است كه انسان را متوجّه مركز ضعف خود سازد تا غرور و فريفتگى او را به خود رأيى نكشاند كه كافر شود . ناتوانى انسان در دگرگونى حالت نفسانى او با دگرگونيهاى اوضاع و احوال بيرون از ارادهء او نمودار مىشود ، پس آيا چنين حالتى مىتواند ميزانى مناسب و شايسته براى ارزشيابى حق و باطل يا تشخيص راهى درست براى رفتار باشد ، يا ناگزير بايد از پيامبر پيروى كرد ؟ «
وَ إِنَّا إِذا أَذَقْنَا الْإِنْسانَ مِنَّا رَحْمَةً فَرِحَ بِها
- و ما چون به انسان از رحمت خود بچشانيم شادمان مىگردد ، » و در حدود نعمت متوقف مىماند و به مسئوليّتى كه بر دريافت نعمت مترتّب است نمىانديشد . خداوند از اين سرمستى و شادمانى نهى مىكند و گويد : «
إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ
« 112 » همانا خداوند سرمستان را دوست ندارد » ، و در جاى ديگر گويد : «
لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ بِما أَتَوْا وَ يُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا بِما لَمْ يَفْعَلُوا فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفازَةٍ مِنَ / 398 الْعَذابِ
« 113 » آنان را كه از كارهايى كه كرده‌اند شادمان شده‌اند ، و دوست دارند به سبب كارهاى ناكردهء خويش هم مورد ستايش قرار گيرند ، مپندار كه در پناهگاهى دور از عذاب خدا باشند » . شادمانيى كه نهى شده همان حالت سرمستى و اشباعى است كه به غرور يا نفى مسئوليت و رسيدن به كمال مىانجامد . و چنين احساس و دريافتى راه پيشرفت
هامش
( 112 ) - القصص / 76 . ( 113 ) - آل عمران / 188 .