و بزرگ خويشتنى است ، همان چيزى كه شيطان را از بهشت بيرون افكند ، و شيطان نيز هم چنان فرزندان آدم را بدان وسيله از شمول رحمت و مهر خدا به عرصهء خشم و قهر و عذاب او مىكشاند ، و بر انسان واجب است كه در برابر سركشيهاى نفس بزرگى نما و متكبّر خود ، با تصوّر آن لحظه كه متكبّران را در آن به دم آتش مىدهند و نفوسشان از خوارى ترسان و لرزان است ، ايستادگى كند .
انسان از اين هراس منفى نمىگذرد مگر به هراسى كه نتيجه ايمان مثبت باشد و از اين رو / 390 در دعا آمده است :
« بار خدايا مرا پيش از هراس ذلّت و خوارى در آتش بيم ايمان نصيب كن » .
وقتى در روز قيامت ذلّت و خوارى ستمگران به قلّهء خود مىرسد ، نمىتوانند با ديدهء گشوده تمام و توجّه كامل به پيرامون خود بنگرند ، بويژه آنان كه خود را به ظاهر مؤمنان درآورده بودند و با اين تظاهر به ايمان در دنيا مردم را فريفته بودند ، و از اين رو هنگامى كه مىخواهند به مردم بنگرند يا حتى ديدهاى به اطراف خود گشايند با نظرهاى ذلّت و خوارى كه كسان بر آنها مىافكنند روبرو مىشوند .
«
يَنْظُرُونَ مِنْ طَرْفٍ خَفِيٍّ
- از گوشهء چشم نگاهى دزديده مىكنند . » آن چنان كه احدى را نمىبينند ، و اين روش از طبيعت مجرم يا انسانى است كه احساس خوارى در وجود او بالا گرفته است .
يكى از مفسّران گويد : بيگمان شدّت عذاب مانع نگريستن آنها به آتش مىشود ولى آنها با بيم و هراس فراوان بدان مىانديشند و از اين رو مىبينى كه دزديده و زير چشمى بدان مىنگرند ، مانند كسى كه به اعدام محكوم شده و زيرچشمى به دار مىنگرد ، بر عكس كسى كه با ديدهء فراخ به باغى خرّم مىنگرد و ديدهء خود را از آن انباشته و سرشار مىكند .
امّا صالحان و شايستگان در واقع كسانى هستند كه از اين موضع به عنوان عبرت و اندرز بهره مىجويند .
«
وَ قالَ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ الْخاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلِيهِمْ يَوْمَ