دانش او نقصان مىيابد «
وَ مَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ أَ فَلا يَعْقِلُونَ
« 106 » هر كه را كه عمر دراز دهيم در آفرينش دگرگون كنيم . چرا تعقّل نمىكنند ؟ » . از امورى كه براى هر فرد بشر با وجود دانش او در زندگى بارها اتّفاق مىافتد اين است كه پارهاى امور به نظر او روشن و آشكار مىنمايد ولى خرد او از دريافت و فراگيرى آن ناتوان مىشود مگر آن كه آن را از طريق الهامى دريابد ، و بيشتر انديشمندان و نوآوران در گفتار خود به چگونگى دستيابى خود بدين شناخت اشاره كردهاند ، گرچه روشهاى آنان در تفسير ماهيّت و سرچشمهء الهام متفاوت است .
در نصّهاى اسلامى بيانى براى حقيقت دانش مىيابيم ، در سورهء العلق مىخوانيم : «
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ * خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ * اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ * الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ * عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ
« 107 » بخوان به نام پروردگارت كه بيافريد * آدمى را از لخته خونى بيافريد * بخوان و پروردگار تو ارجمندترين است * خدايى كه به وسيلهء قلم آموزش داد * به آدمى آنچه را كه نمىدانست آموخت * » . بنا بر اين خواندن كه يكى از راههاى دانش و شناخت است جز به مدد خدا كه ياد نام خود را در آغاز هر سورهاى براى يادآورى اين مطلب تكرار مىكند صورت نگرفته است . و حديث / 387 پشت اندر پشت منقول از امام صادق ( ع ) مىگويد :
« دانش به آموختن نيست ، بلكه براستى نورى است كه در دل هر كس كه خداى تبارك و تعالى مىخواهد او را هدايت كند مىافتد ، پس اگر خواستار دانشى نخست در نفس خود حقيقت بندگى را جستجو كن ، و دانش را با به كار بستن آن بجوى و از خدا درخواست فهم كن يا به تو بفهماند » . « 108 » وقتى به تجربههاى خود در زندگى شخصى و به و جدان و سرشت خود مراجعه مىكنيم درمىيابيم كه دانش از ذات خود ما نيست ، هم چنان كه از ذات
هامش
( 106 ) - يس / 68 .
( 107 ) - العلق / 1 تا 5 .
( 108 ) - بحار الانوار ، ج 1 ، ص 225 .