آنان نپردازيد كه آنها را بر گردنهاى خود سوار كنيد و خوار شويد » . « 101 » / 382 امام زين العابدين ( ع ) را تأكيد بر فرو خوردن خشم براى تقيّه بدان درجه مىرسد كه :
« من خوش دارم كه براى ( رفع ) دو خصلت از ميان شيعيانمان بخشى از ساق دست خود را فدا كنم : شتابزدگى و كم پنهانكارى » . « 102 » اهميّت خصوصيّت عفو به هنگام توانايى و طبيعة به هنگام چيرگى بر گروه ديگر مىافزايد ، و چه قدر حكمروايان امروز مسلمانان بدين صفت ايمانى كه رمز باقى ماندن اسلام و انتشار پرتو آن است نياز دارند ! آيا به پيامبر كريم خود تأسى نمىكنند كه از قريش ، پس از آن كه به جنگ با او پرداختند ، با يك كلمه در گذشت و گفت : « برويد ، شما آزاد شدهايد » ، و از قاتل حمزه ، عموى گرامى خود درگذشت در حالى كه قتل او در دل وى زخمى خونچكان به جاى نهاده بود ، و حتى آن زن يهودى را كه حضرتش را مسموم كرد و در نتيجه به موجب برخى از نصوص باعث رحلت او شد ، درگذشت .
امام باقر ( ع ) داستان عفو او را دربارهء آن زن يهودى چنين روايت مىكند و گويد :
« آن زن يهودى را كه گوسفند را براى پيامبر زهر آلود كرد نزد پيامبر خدا آوردند ، به او گفت : چه چيز تو را بدين كار كه كردى وا داشت ؟ زن گفت : با خود گفتم : اگر پيامبر باشد زهر به دو زيانى نمىرساند ، و اگر پادشاهى باشد مردم را از هستى او آسوده مىسازم ، ( امام ، ع ) گويد : پس پيامبر خدا از او درگذشت » . « 103 » خوى نيك پيامبر از بزرگترين سببهاى انتشار نور اسلام و عزّت و چيرگى مسلمانان بود ، و آن حضرت ( ص ) گفته است :
« خدا هرگز به سبب جهلى عزيز نمىكند و هرگز به سبب بردباريى خوار
هامش
( 101 ) - موسوعة بحار الانوار ، ج 68 ، ص 424 .
( 102 ) - همان مأخذ ، ص 416 .
( 103 ) - همان مأخذ ، ص 402 .