سوم : بردبارى براى ايستادگى در برابر ناشكيبى و شتاب ورزى و ناسنجيده كارى در وجود خويشتن و در ميان دوستانمان ، / 381 و ما در حالى كه براى سازمان دهى خود و كارهاى خود به قصد آماده شدن براى نبرد با دشمن مىكوشيم چه قدر بدين شكيبايى نياز داريم ! «
وَ لَمَنْ صَبَرَ وَ غَفَرَ إِنَّ ذلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ
- و آن كه صبر كند و از خطا درگذرد ، اين از كارهاى سنجيده است . » « عزم در امور » آن است كه انسان كارها را آسان و سرسرى و بدون برنامهريزى دقيق و تسلّط بر آنها نگيرد بلكه با قاطعيّت و ارادهء نيرومند براى تحقق بخشيدن به هدفهاى تعيين شده دور از روحيه سهل انگارى با آنها مواجه شود ، و اين جز با شكيبايى و بردبارى صورت نمىپذيرد .
پيداست كه در اين آيات و طبيعة در آخرين آيهء آنها هدفى كه در نظر گرفته شده همانا پرورش نفوس مؤمنان بر مقاومت در برابر آسايش طلبى و شتابزدگى و سركشيهاى ناگهانى خشم و غضب است كه در لحظههاى ناتوانى به آنان دست مىدهد و بردبارى و انعطاف و رفق و تلطّف آنان را مىربايد ، و چه بسا كه پرده از واقعيّت آنان بر مىگيرد و طرحهاى مكتبى آنان را تباه مىكند .
در حالى كه نياز مؤمنان به شكيبايى در انتظار لحظهء مناسب نيازى است دو چندان ، و براى اين است كه امامان هدايت به مجاهدان عليه طاغوت سفارش كردهاند كه خشم خود را فرو خورند و اين امر را از احتياطى شمردهاند كه در رستگارى و كاميابى در امور مهم دشوار سهمى بسزا دارد .
امام صادق ( ع ) گويد :
« فرو خوردن خشم نسبت به دشمن ( به هنگام قدرت و ) در دولتهاى آنها به قصد تقيّه ( و حفظ خويشتن براى فعاليّت پنهانى ) احتياطى است براى آن كس كه بدان متوسّل مىشود ، و عناد ورزيدن با دشمنان در دولتهاى آنها و منازعه با آنان بدون تقيّه ترك فرمان خداست . پس با مردم خوشرفتارى كنيد كه اين اندوختهاى كلان براى شما در نزد آنهاست ( و قدر شما را نزد آنها مىافزايد ) و به دشمنى با