اجتماع شايستهء آزادى و كرامت نيست . همانا شايستگان آزادى كسانى هستند كه آزادى خود را با نيرو به دست آورده و كرامت و بزرگوارى خود را با خونهايشان باز گرفتهاند ، و از اين روست كه قرآن ، بويژه در همين مقطع فكرى مهمّ را تأكيد مىكند و آن اين است كه شورايى را كه بيانگر آزادى و كرامت شمرده مىشود به اجتماع نمىبخشند ، بلكه واجب است كه با نيرو به دست آيد ، و اين ما را به ضرورت جهاد و فداكارى براى آزادى رهنمون مىشود .
«
وَ الَّذِينَ إِذا أَصابَهُمُ الْبَغْيُ هُمْ يَنْتَصِرُونَ
- و آنان كه چون ستمى به آنها رسد انتقام مىگيرند . » ضمير منفصل « هم » در اينجا براى تأكيد بر اين امر آمده است كه مؤمنان منتظر كسى نمىشوند كه آنان را در ستمى كه ديدهاند يارى دهد بلكه خود براى رفع ستم از خويش مىكوشند . در اين آيه دو فكر بيان شده است : نخست اين كه مؤمنان در برابر ستم ايستادگى مىكنند و حقوق از دست رفتهء خود را با زور بر مىگردانند و دوم اين كه / 377 آنان در اين ايستادگى به يكديگر يارى مىدهند ، پس اگر ستمگر براى ستمگرى نسبت به آنان بكوشد و بخواهد آنها را مقهور كند همگى در يك صف در برابر او مىايستند . برخى مىپرسند : چرا - در اين صورت - خداوند در آياتى متعدّد به ما فرمان عفو و گذشت داده است ؟ و پاسخ اين است كه : عفو و بخشودگى نسبت به يكديگر در ميان مؤمنان است ، امّا اگر عفو و گذشت سبب ادامه دادن ستمگر به ستمگرى خود باشد خوب نيست . در حديث منقول از امام زين العابدين ( ع ) آمده است :
« حقّ آن كس كه به تو بدى كرده اين است كه از او درگذرى ، و اگر بدانى كه اين عفو و گذشت زيانمند است انتقام بگير ، خداى تعالى گويد :
«
وَ لَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولئِكَ ما عَلَيْهِمْ مِنْ سَبِيلٍ
- بر كسانى كه پس از ستمى كه بر آنها رفته باشد انتقام مىگيرند ، ملامتى نيست » . « 96 »
هامش
( 96 ) - نور الثقلين ، ج 4 ، ص 585 .