و امام على ( ع ) گفت :
« مشورت خواستن عين رهيابى است ، و كسى كه به خود رأيى كار كند خود را به خطر مىافكند » . « 95 » آن گاه قرآن پس از پرداختن به شورى مجموعهاى ديگر از صفتهاى مؤمنان را كه صفت مشورت كردن آنان را متكامل مىسازد براى ما مىآورد و مىگويد :
«
وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ
- و از آنچه به آنها روزى دادهايم انفاق مىكنند . » / 376 خواه روزى مادّى باشد مانند مال و دارايى ، يا معنوى مانند حكمت و دانش ، پس همانا مؤمنان آن را در راه پيشرفت همگان انفاق و صرف مىكنند ، و شك نيست كه اجتماع بخيل كه فرزندانش تنها در حدود خودخواهيها و مصلحتهاى شخص خويش ماندهاند از شورى بهرهاى نمىبرد ، زيرا تبادل افكار و اطّلاعات مقتضى مبادلهء منافع است ، و همواره در پى مبادلهء كارشناسيهايى است كه از لحاظ اقتصادى براى مبادلهء افكار سود آور باشد ، چه وقتى حالت بخشش و كرم در ميان نباشد و در نتيجه بيرون شدن از خود ( و خودخواهى ) صورت نپذيرد ، انسان نمىتواند با ديگران بنشيند و به گفتگو پردازد . از اين روست كه تأكيد قرآنى در اين باره براى ما پس از سخن گفتن از شورى آمده است .
[ 39 ] مسألهاى ديگر كه پيوندى استوار با موضوع شورى دارد ، قضيهء كرامت ( و بزرگوارى ) در زندگى اجتماع و فرد است كه از خلال آن سرنوشت آزادى معيّن مىشود ، زيرا وقتى انسان احساس كرامت كند همين احساس او را به آزاد شدن و پس راندن ستم وا مىدارد .
اجتماعى كه هم چنان در دايرهء خواستارى آزادى دور مىزند و مىپندارد كه آن را در طبقى زرّين برايش مىآورند هرگز رستگار نمىشود ، زيرا وقتى آزادى را از آن كسى كه آن را ربوده است به خواهش و تمنّا مىطلبد براى او ثابت مىشود كه آن
هامش
( 95 ) - همان مأخذ ، ص 104 .