در حالى كه اسلام با واقع نگرى خود به رابطهاى استوار ميان كوشش انسان و آنچه بر او واقع مىشود ، يك بار از طريق عوامل مادّى پيدا ، و ديگر بار از طريق عوامل ناپيداى غيبى ايمان دارد ، و اين ايمان برخاسته از اعتقاد بدين امر است كه هر چه بر انسان مىگذرد ، و بلكه هر چيز كه در زندگى مىگذرد همانا به علم خدا و به اذن اوست و او جز به حكمت رسايى كه ذات عزّ و جلّ او خود از آن آگاه است چيزى را منع نمىكند يا اذن نمىدهد ، و هموست كه گويد : «
إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ
« 74 » خدا چيزى را كه از آن مردمى است دگرگون نكند تا آن مردم خود دگرگون شوند » .
آيات قرآن اين حقيقت را با بيان چيرگى كامل خدا بر نظام هستى تأكيد مىكند ، پس ابرهايى كه تقديرها آنها را گرد مىآورد و متراكم مىكند ، و بارانى كه بر زمين خشك و تهى فرو مىبارد و زندگى را ، / 361 پس از آن كه انسان نوميد شده ، در آن بر مىانگيزد ، اين همه بيهوده صورت نمىپذيرد ، بلكه به حكمت دقيق الهى روى مىدهد ، پس هر گاه راستى و درستى در ميانهء مردم كاهش يابد و همدردى آنها نسبت به يكديگر سستى پذيرد و هر گاه ستمگرى و گمراهى بر آنها فرمانروايى كند و هر گاه كه گناهان و كارهاى زشت بزرگ افزونى يابد رحمت خدا كه مثلا در باران نمودار شده است ، دور مىشود . هم چنان كه نجات كشتى نشستگانى كه كشتى آنها امواج دريا را مىشكافد يا غرق آنها با وضع آنان ارتباط دارد ، اگر اهل صلاح و كوشش باشند ، باد موافق آنان را به راه امن و سلامت مىكشاند ، امّا اگر به خود ستم كرده باشند و مهلتشان به پايان رسيده باشد ، طوفانى بنيان كن آنها را به كام خود فرو مىبرد .
پروردگار ما رابطهء ميان آنچه بر انسان واقع مىشود و كردار او را اين چنين بيان مىكند و مىگويد :
«
وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ
- اگر شما را مصيبتى
هامش
( 74 ) - الرّعد / 11 .