خداوند رخصت قانونگذارى به آنها نداده است نهى مىكند ، به بيان مراتب زيرين مىپردازد :
يكم : پاداش شايستگانى كه از طاغوت دورى گزينند .
دوم : رهبرى شرعى جايگزين كه در نزديكترين مردم از لحاظ روش و نسب به پيامبر متمثّل و نمودار است ، و خداوند به كسانى كه به دوستى خاندان پيامبران دل بستهاند مژده مىدهد كه پاداششان را مىافزايد و آنان را مشمول آمرزش وسيع و سپاسگزارى بسيار خود قرار مىدهد .
آن گاه قرآن حكمت آموز براى ما بيان مىكند كه فرمانبردارى از خدا و دوست داشتن خويشاوندان ( پيامبر ) نيكيهايى در دنيا و آخرت براى انسان جلب مىكند ، و پروردگار ما پس از آن كه از گفتهاى كه كافران به افترا در شأن پيامبر ساخته بودند با ما سخن مىگويد بيان مىكند كه آن سخن شكست خورده و باطل است ، و سبب بطلان آن اين است كه خداى سبحان متعالى است كه خود رسالت را فرستاده و اگر مىخواست اين آيه را مىزدود و آيهاى ديگر مىآورد ، پس خداست كه صاحب / 330 رسالت است نه پيامبر .
سپس دستهاى از نامهاى خداى سبحان تعالى و صفات نيك او را بيان مىكند ، از جمله : توبه پذيرى ، و بخشودن بديها ، و علم به اعمال مردم و نيّتهاى قلبى آنها .
شرح آيات :
[ 23 ] از عوامل اصليى كه منجر به چند دستگى ميان فرزندان يك جامعه مىشود ، همان بيمارى حرص نسبت به دنياست كه قرآن در اين سورهء گرامى از راههاى گوناگون به درمان آن مىپردازد . . . و از جمله آنها اين است كه آخرت و نعمتها و جاودانى بودن در آن را در نفوس مؤمنان بزرگ مىنمايد تا از طعمهء دنيا دست بكشند .
از خود مىپرسيم : چرا قرآن حكمت آموز هر جا به چاره كردن انحرافى در