زندگى انسان مىپردازد حقايقى از آخرت را بيان مىكند ؟
حديثى كريم ، و مروى از امام زين العابدين به اين پرسش پاسخ مىدهد و رابطهء ميان درمان نفس و يادآورى آخرت را منعكس مىكند و مىگويد :
« دنيا دوستى سرآمد هر خطايى است » .
در مقابل كوچك انگاشتن و خوار شمردن دنيا رمز هر فضيلتى و مدخل هر چيزى است .
هم چنان كه راه چيرگى بر دنيا و تسلّط يافتن بر آن و خيراتى كه در آن وجود دارد ، همانا خوار شمردن آن است . مثلا تو نمىتوانى بر ماشينى كه از آن مىترسى سوار شوى و بر آن مسلّط گردى ، همچنين اگر از سلطانى ستمگر ترسيدى نمىتوانى او را از پاى درآورى ، پس ترسيدن همراه با ناكامى و بيم همراه با شكست است ، همين گونه است دنيا ، آن گاه كه از آن هراسيديم و در دايرهء آن ( و به مراد آن ) چرخيديم بيگمان نمىتوانيم بر آن چيره شويم و تسلّط يابيم .
امّا اگر اين جريان را بر عكس كنيم و دنيا را خوار شماريم و در نزد خود زبونش گيريم و در برابر خويشتن خود را بزرگ سازيم / 331 و گرامى داريم ، در آن صورت مىتوانيم بدون زيادهروى و سركشى بر هر دو ( دنيا و نفس خود ) چيره شويم .
«
ذلِكَ الَّذِي يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبادَهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ
- اين است كه خدا آن گروه از بندگانش را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كردهاند بدان مژده مىدهد . » خدا ما را به بخشايش بزرگ ، و به بهشتهايى كه هر چه بخواهيم در آن هست مژده مىدهد ، و بدين وعدهء راستين و فضل بزرگ اكرام مىكند ، امّا اين فضل بزرگ با كردارى بزرگ مقرون است كه همانا دوست داشتن خويشاوندانى است كه به منزله مزد رسالت محسوب مىشود ، پس پروردگار ما گويد :
«
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى
- بگو : بر اين رسالت مزدى از شما ، جز دوست داشتن خويشاوندان نمىخواهم . »