تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
آشنايى يافته‌اند ملتزم شوند ، و پيامبران را مبعوث كرد تا خرد را از خواب خود بيدار كنند ، و از زنجيرهايش جدا سازند و قفلها را از خرد مردمان بگشايند و پرده‌هايشان را بردارند . وقتى كتاب و ترازو موافق باشد ، مردم با ترازويى الهى كه خود در اختيار دارند ( و همان خرد است ) راستى و درستى رسالت را در مىيابند و به رهبرى خرد خود مىدانند كه دعوت پيامبران حق است زيرا با آنچه به پرتو خرد خود درمىيابند هماهنگى دارد . پيامبران عليهم السلام و اوصيا و سفارش شدگان راستين ايشان به حق نمودار همين ترازو در شئون زندگى هستند ، زيرا آنانند كه به حق هدايت مىكنند ، و در راه خير مىكوشند و امر به معروف و نهى از منكر مىكنند ، و با خواهشهاى خود مخالفت مىورزند و با دقتى تامّ و تمام به احكامى كه مردم را بدان امر مىكنند خود ملتزم و پايبندند . پس ايشان ترازوى راستين سنجش ميان حق و باطل‌اند ، و هم ايشان خود داورى عادلانه ميان مردم و ترازوى درست در شناختهاى الهى هستند . از اينجاست كه يكى از مفسّران گويد : براستى مراد از ترازو پيامبر محمّد ( ص ) است . « 21 » شايد تفسير شايع ميان مفسّران به همين معنى بر مىگردد كه مىگويند در واقع ترازو همان عدل است ، ولى آنان ياد نكرده‌اند كه عدل چگونه برپا داشته مىشود . آيا اين همان حاكمى عادل نيست كه خدا فرمان مىدهد از او پيروى كنند ، و داورى به دو برند ، و به قضاوت او گردن نهند ، چنان كه ذات سبحان او گويد : «
فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً
. « 22 » / 315 هم چنان كه ترازو را در روند سورهء شورى كه در پيرامون محور رفع اختلافات
هامش
( 21 ) - فتح القدير ، ج 4 ، ص 531 . ( 22 ) - النساء / 65 .