برقرار در ميان ايشان ، راستى و دليرى و وفادارى و از خود گذشتگى و دادگرى و گذشت و نيكى كردن ، اينها فضيلتهايى است كه مردم در آنها اختلافى ندارند . . .
اين همان ترازويى است كه خدا براى مردم فرو فرستاده تا قسط و تعديل را بر پاى دارند ، و مردم با همين مقياسهاى ثابت امام عادل خود را بر مىگزينند تا عدالت را در ميان آنها اجرا كند . در گفت و گويى مفصّل ميان اين السّكّيت ( پيشواى معروف لغت ) و امام رضا ( ع ) ابن السّكّيت مىپرسد : امروز حجّت بر مردم كدام است ؟
امام رضا ( ع ) پاسخ داد : « خرد كه راستگوى نسبت به خدا را بدان شناسى و او را تصديق كنى ، و دروغگوى نسبت به خدا را بدان شناسى و او را تكذيب كنى » ابن السّكّيت گفت : به خدا سوگند كه پاسخ همين است ؟ « 26 » امّا مسألهء مشكل بشر كه بى خبرى و نافرمانى نسبت به فرمان خرد است باقى مىماند ، و براى درمان اين حالت ناگزير بايد خرد را با هشدار بيدار كرد . . . و چنين است كه روند آيه پس از آن كه ترازو را بيان كرده يادآور ساعت قيامت شده است ، زيرا يادآورى قيامت آنجاست كه خداوند ميان بندگان خود تفكيك مىكند و وقتى خداوند موازين عدالت را بدان روز موكول مىكند ، اعماق وجود بشر به لرزه درمىآيد .
بزرگترين ويژگى قيامت پنهان داشتن زمان آن است . كى قيامت خواهد شد ؟ و كى رستاخيز هر يك از ما با مرگى كه چيزى ميان آن با قيامت فاصله نمىافكند صورت خواهد گرفت ؟ آيا نمىبينى كه مردم در روز رستاخيز چگونه از يكديگر مىپرسند : چه قدر درنگ كرديد ؟ و مىگويند : روزى يا پارهاى از روز ، در حالى كه تا روز رستاخيز درنگ كردهاند .
تا وقتى كه روز رستاخيز بر ما پوشيده و پنهان است ناگزير بايد همواره اجتهاد و سختكوشى كرد .
«
وَ ما يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِيبٌ
- و تو چه مىدانى ؟ شايد قيامت
هامش
( 26 ) - همان مأخذ ، ص 105 .