يعنى با پيامبر ( ص ) در روشها و رسالت الهى او مجادله مىكنند در حالى كه بعد از پاسخگويى خدا به سود او بر آنها روشن و آشكار شده است كه او بر حق است .
«
حُجَّتُهُمْ داحِضَةٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ
- حجّتشان نزد پروردگارشان ناچيز است . » آن حجّت را با مقياسها و قانونهاى ثابت ، و با ارادهء مطلق خود از لحاظ منطقى و عملى ، آنجا كه در دنيا و آخرت از آنها انتقام مىگيرد ، ناچيز مىشمارد و ابطال مىكند .
«
وَ عَلَيْهِمْ غَضَبٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ
- بر آنهاست خشم ( خدا ) و براى آنهاست عذابى سخت . » حق به دست پيامبر با آشكارترين شواهد و والاترين نشانههايش جلوهگر شده ، و صاحبان دلهاى پاك به پذيرفتن آن رسالت شتافته و مبادرت كردهاند ، و خداوند دعوتهاى خالصانه و ناب او را به پيروزى بخشى پاسخ گفته است . آيا اين را به ايشان وعده نداد آن گاه كه گفت : «
إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ
« 17 » اگر خدا را يارى كنيد ، شما را يارى خواهد كرد و پايدارى خواهد بخشيد » ؟
پس بهانه و عذرى براى آنان كه دربارهء خدا مجادله مىكنند ، و كار خود را به پيامبر او وا نمىگذارند باقى نمانده است ، و / 312 زمان ميعادشان در رسيده ، و حجّتشان ناچيز شده و از ميان رفته است ، نه فقط از آن رو كه حجّتى است باطل ، بلكه نيز براى آن كه پذيرفته شدن رسالت ( از جانب مردم ) زمينهء يارى خدا را بدان فراهم ساخته است . و به زودى شكستهاى پى در پى فكرى مجادله كنندگان ( با ابطال حجّتشان ) ، و دنيوى و سياسى ( از آنجا كه بر آنها خشمى رفته است كه در اين شكست نمودار مىشود ) ، و اخروى ( بدين سان كه عذابى سخت دارند ) آنان را
هامش
( 17 ) - محمّد ( ص ) / 7 .