كشمكشها به سود حق در زودترين وقت پايان مىيافت و اهل باطل بى مهلتى كه به آنها داده شود هلاك مىشدند .
«
وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ
- و اگر پروردگار تو از پيش مقرر نكرده بود كه آنها را تا زمانى معيّن مهلت است ، بر آنها حكم عذاب مىرفت . » و نيز از سببهاى تفرقه و چند دستگى دور شدن مردم از ارزشهايى است كه نمودار تأمين و تضمين وحدت است .
«
وَ إِنَّ الَّذِينَ أُورِثُوا الْكِتابَ مِنْ بَعْدِهِمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ
- و كسانى كه بعد از ايشان وارث كتاب خدا شدهاند دربارهء آن سخت به ترديد افتادهاند . » پس در حالى كه كتاب وسيلهء وحدت در نزد نسلهاى ملتزمى است كه به آن ايمان آورده و به آياتش عمل كردهاند ، / 308 شكّ در آن عامل خطرناكى در از هم گسيختگى و چند دستگى شده است .
و بدين گونه اين آيه چارهء اساسى مخالفتهاى بشرى را كه از پيروى خواهشها و ظلم نسبت به يكديگر « بغى » برانگيخته مىشود سفارش مىكند ، و آن همان روح يقين ( و باور كامل ) دربارهء كتاب و دور شدن از حالت شكّ و ترديد نسبت بدان است ، هم چنان كه به سنّت و قانون سست شدن در يقين به سبب طول فاصله اشاره كرده است ، آنجا كه التزام به كتاب ميان نسلى كه كتاب در زمان آنها فرود آمده و كسانى كه بعد كتاب را به ميراث بردهاند ، تفاوت يافته است ، و شك و ترديد سخت همان شكّ متعلّق است كه اضطراب و آشفتگى برمىانگيزد .
[ 15 ] وقتى خداى سبحان در كتاب خود به حق حكم مىكند ، بر پيامبر و هر مؤمنين است كه همگان را بدان فرا خوانند ، و بر راه آن با سنگر گيرى بر ضد خواهشها و كشمكشها پايدار و مستقيم بپايند ، زيرا اگر مؤمن به جانبى از جانبهاى كشمكش بگرايد نقش او در تسلّط بر مخالفتهاى اجتماعى ، پايان مىيابد .
«
فَلِذلِكَ فَادْعُ وَ اسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ
- براى آن