/ 305
چنان كه فرمانت دادهاند پايدارى ورز ، و از پى خواهشهاى آنان مرو
رهنمودهايى از آيات :
اين درست با برخاستن از سكّوى محور وحدت سبب مخالفت ميان بشر را كه همان ظلم انسان به ديگران است و قرآن آن را به نام « بغى » مىخواند ، براى ما بيان مىكند . بغى با سلب حقوق ديگران آغاز مىشود ، امرى كه به باليدن و گسترش نبردها مىانجامد ، و با آن كه هر ستمكارى « بغى » خود را به انواع بهانهها و توجيهات مىپوشاند و حتى براى خود فرهنگ ( و دينى ) مىسازد و ادّعا مىكند كه از آن دفاع مىكند و به حمايت از قدسيّت آن مىپردازد ، در واقع دروغ مىگويد . زيرا اين اختلاف به خاطر ارزشها نيست ، چه در ارزشها اختلافى وجود ندارد ، بلكه اختلاف دستاورد بغى ( و ستمگرى ) و دويدن در پى خس و خاشاك دنياست .
هنگامى كه انسان اختلافات اجتماعى را مىبيند ، بدانجا مىرسد كه چيزى نمانده كه تسلّط مطلق و هيمنهء آفريدگار را بر آفريدگان منكر شود ، و بپندارد كه ذات متعال او كار آنها را به خود واگذاشته ، و از خويشتن مىپرسد : پس چرا پروردگار در ميان بندگانش حكم و داورى نمىكند ، و اختلافات را از ميان نمىبرد ؟ و چرا ياران حق را پيروزى نمىدهد ؟
اين چيزى جز وسوسهاى شيطانى براى جدا كردن ( انديشهء ) آفريدگان از هيمنه و تسلّط مطلق نيست ، زيرا اين وسوسه انسان را / 306 به برگزيدن وسايلى كه متضمّن تحقق بخشيدن به مصالح او باشد وادار مىكند ، و پس از آن كنار گذاشتن دين براى او اهميّتى ندارد ، و آيهء نخست اين درس تأكيد مىكند كه از پيش تقديرى رفته و