تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
فزونى مىيابد ، مگر نه آن كه نفس و وجود آدمى عالمى بزرگ در حجمى محدود است ؟ خواه انسان به غيب طبيعت كه همان حق است راه ببرد يا به نهفته‌هاى نفس كه آن نيز حق است راه يابد ، زيرا در هر دو صورت او به اذن خداوند به آفرينندهء طبيعت و نفس با هم كه همان خداى عزّ و جلّ است پى مىبرد . در اين درس يادآورى رسايى است به انسان نسبت به نفس و وجود خود كه از همه چيز به دو نزديكتر است ولى او از دامنه‌هاى آن بى خبر است كه اگر نسبت بدان به هشيارى و آگاهى بنگرد ژرفاى بندگى و عبوديّتى را كه در نفس متمركز شده احساس مىكند . نمىبينى كه وقتى كه بدى به دو مىرسد چگونه بيتابى مىكند و چون خيرى به دو برسد توازن خود را از دست مىدهد ؟ و آيا حرص نفس را بر نعمتها آن گاه كه آن را از نعمتى باز مىدارند و شدت يأس و نوميدى آن را نمىبينى ؟ براستى حالات و گوناگونى نفس و تغييرهاى آن گواه بر آن است كه نفس آفريده‌اى است كه در آفرينش آن تدبير به كار رفته و اين نيز نشانه‌اى از نشانه‌هاى خدا در آفرينش است . / 252

شرح آيات :

[ 46 ] «
مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَيْها وَ ما رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ
- هر كس كه كارى شايسته كند ، به سود خود اوست و هر كه بد كند به زيان اوست . و پروردگار تو بر بندگان ستمكاره نيست . » اين آيه مسئوليّت انسان را بيان مىكند : براستى ، هر كس كارى شايسته كند براى خود آن كار را كرده ، و پاداش نيك مناسبى دريافت مىكند ، و هر كس كارى بد كند به زيان خود كرده است و پاداش بد آن را به تمامى مىگيرد . كلمهء « ظلّام ستمكاره » بر مبالغهء در ستم دلالت مىكند ، و پروردگار ما نه تنها بر بندگانش ستم بسيار نمىكند بلكه ستم اندك هم روا نمىدارد . پس چرا پروردگار ستم را به صيغهء مبالغه از ذات خود نفى مىكند و مىگويد : «
وَ ما رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ
- و پروردگار تو بر بندگان ستمكاره نيست » ؟
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 243 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي