«
وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ
- و هر آينه موسى را كتاب داديم . امّا در آن اختلاف كردند . » پس اختلافشان در قرآن نيز دليل نقصى در آن نيست ، ابدا ، ابدا ! بلكه به سبب كرى و سنگينى گوشها و كورى چشمانشان است ، و هم چنان كه خدا با وجود بزرگ بودن تهمتشان در عذاب آنها شتابى نورزيد ، در عذاب اينان نيز شتابى نمىكند . و اين همه براى آن است كه خداوند دنيا را سراى فتنه و آزمون مقدّر و مقرّر كرده است .
«
وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ
- و اگر نبود آن سخنى كه پروردگارت از پيش گفته بود ، ميانشان كار به پايان مىآمد . » عذاب بر آنها فرود مىآمد ، ولى خداوند از پيش سخنى گفته بود كه به منكران تا مدّتى معيّن مهلت مىدهد ولى اين مهلت نبايد آنها را بفريبد ، و پارهاى آن را دليل بر اين نگيرند كه خداوند كتاب خود را ارج نمىنهد و به پيامبرانش يارى و پيروزى نمىدهد .
«
وَ إِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ
- و البتّه هنوز به سختى در آن در ترديدند . » گفتهاند : معنايش اين است كه اعراب هنوز دربارهء قرآن در ترديدند ، و برخى گفتهاند : بلكه يهود ، هم چنان دربارهء تورات شكّ دارند ، و به نظر مىرسد اين معنى با سياق آيه كه به پيامبر دلدارى مىدهد نزديكتر و مناسبتر باشد ، بدين سان كه اين پيامبر خدا ، شكّ قوم تو در قرآن تو را اندوهگين نكند چه بنى اسراييل هنوز هم دربارهء تورات در ترديدند .
/ 248 و گفتهاند : « ريب » زشتترين نوع شك است ، پس - بنا بر اين - معنى مىشود كه آنها در شكّى زشتاند .
و گفتهاند : « ريب » همان شكّ همراه با بدگمانى است .
احتمال دارد كه معناى « ريب » همان شك رنج آور باشد . در لغت آمده است : أراب خلافا اقلقه و ازعجه ترديدى خلاف او را پريشان و ناراحت كرد ، و در