وانگهى والاگرايى دعوت كننده چنان بالاست كه در آزار رساندن به دشمن نمىكوشد بلكه سعى مىكند او را دوست مهربان خود سازد . و براستى همواره مىكوشد مردم را به دعوت خود جلب كند .
[ 35 ] در قلهء شامخ اخلاق و الا چكارى و خوددارى كه كسى جز آن كه به دو ويژگى ممتاز باشد بدان نمىرسد : شكيبايى و بردبارى .
«
وَ ما يُلَقَّاها إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا
- و از اين ( فضيلت ) برخوردار نشوند مگر كسانى كه شكيبا باشند . » به كسى كه تلخى شكيبايى را بچشد اخلاق و الا مىبخشند ، و شكيبايى در تمام معانى خود عبارت است از آينده نگرى و سازگارى با نوپديدهاى آن با در گذشتن از لحظهء حاضر .
اينجا رابطهاى نزديك ميان شكيبايى و دانش وجود دارد ، و كسى كه نسبت به شناخت آينده و طبيعت سير / 229 حوادث احاطه دارد ، تنها به واقعهء حاضر و عوامل تأثير گذار آن نمىپردازد ، و از اين رو است كه پروردگار سبحان ما گويد :
«
وَ ما يُلَقَّاها إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ
- و از اين برخوردار نشوند مگر كسانى كه ( از ايمان و يقين ) بهرهاى بزرگ داشته باشند . » پس كسى كه از يقين و حكمت بهرهاى بزرگ داشته باشد ، اخلاقش نيكو مىشود و بر آنچه ناپسند اوست مىشكيبد .
و آيه اشاره مىكند كه هر كس بدى را با نيكى پاسخ دهد بهرهاى بزرگ دارد از آنجا كه كلمه حظّ بهره و نصيب به نحو مطلق آمده است و معنى آن اين است كه در نبرد خود با رقيبان و دشمنانش پيروز مىشود و در تمام زمينهها از ترقّى و پيشرفت بهره مىبرد .
[ 36 ] از آنجا كه پايدارى بر راه راست و پاسخ دادن با خوبى به بدى ، و شكيبايى ، دشوار و سخت است ، و انسان كه از ناتوانى آفريده شده در زير فشارها از پا درمىآيد ، نوميدى و خود را به سراشيب سقوط سپردن روا نيست ، بلكه بايد همواره عزم و ارادهء خود را تجديد كند و از حالت ضعف و ناتوانى بگذرد ، و به ريسمان خدا