كه به واقع آنها راه مىبريم ، و حتى در ميان خودمان به عنوان بشر آيا زيد مىتواند كه عمرو را چنان كه خويشتن خود را بررسى مىكند ، بررسى كند ؟ هرگز . . . پس ظواهر بر آن امور باطنى دلالت مىكند و اگر ما اين روش را دنبال كنيم شايد به واقعيّت برسيم . . . پس شعور چيست ؟ و ظواهرى كه بر آن دلالت مىكند كدام است . ؟ به نظر مىرسد شعور همان دستگاه سازگار كننده ميان چيز و محيطى است كه آن چيز در آن قرار دارد . / 187 ما اين دستگاه را از بركت حواس كه آنها را با اشاره از راه اعصاب به مغز مىرساند ، داريم ، و در آنجاست كه مجموعهء دستگاههاى دماغ به تحليل اشارهها و صدور فرمانهاى مناسب در هر مورد مىپردازند . شك نيست كه همانند اين دستگاه - و گرچه تكامل نيافته - نزد ديگر جانداران ، و بلكه در گياهان وجود دارد كه وضع خود را - بدين يا بدان صورت - به كمك هستههاى مركزى خود با محيط پيرامونش سازگارى مىدهند . آرى ، ما نظير چنين دستگاهى را در جمادات كشف نكردهايم ولى سزاوار است كه پس از دانش ، خود به وجود اندازهاى كافى از هماهنگى و سازگارى ميان تمام كاينات و موجودات دربارهء اين دستگاه از خود بپرسيم ، و اگر - مثلا - نيروى جاذبه را يكى از ظواهر آن فرض كنيم ، از حقيقت دور نشدهايم .
[ 12 ] سياق سوره هم چنان به بيان قدرت خدا كه در اين آفرينش عظيم جلوهگر است مىپردازد و مىگويد كه آسمانها و زمين به دو گردن سپرده و به فرمانبردارى به سويش آمدند و او تقدير چنان راند كه شمار آسمانها به حكمت بالغه و ارادهء بازنگشتنى او هفت آسمان باشد ، و آسمانهاى بزرگ بى درنگ ، اين فرمان را پذيرفتند ، و در ظرف مدتى كه پروردگار مقرر كرده و دو روز يا دو دوره بود ، هفت آسمان شدند .
«
فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ
- پس هفت آسمان را پديد آورد . » اين هفت آسمان كدام است ؟ آيا هفت طبقهء پيرامون زمين ماست كه آسمان محيط بر ما را تشكيل مىدهد ؟ يا هفت مجموعه از كهكشانهاست كه يك