بر هم نخورد .
معروف است كه كوهها همان تورّمهاى پوستهاى سنگى است كه كرهء زمين را فرا گرفته ، و گويى زرهى است آهنين كه پارهاى از حلقههاى آن برآمده و پارهاى ديگر به زير آب يا خاك فرو رفته و پنهان شده است .
امام على ( ع ) بدين نشانهء الهى چنين اشاره مىكند و مىگويد :
/ 179 « و جنبش زمين را منظّم گرداند با خرسنگهاى استوار و كوههاى سر بر افراشتهء پايدار . پس زمين آرام گرديد و بر خود نجنبيد ، كه بن كوههاى در جاى جاى آن درون رفته بود ، و در سوراخهاى آن خزيده ، و بر زبر هموارى و پستيهاى آن ايستاده و سركشيده » . « 12 » «
وَ بارَكَ فِيها
- و در آن بركت افزود . » خداوند ، زمين را آن قدر گونه گونه آفريد ، تا تكامل يافت و براى پذيرفتن زندگى آماده شد . آن گاه پس از آن كه پوستهء زمين سخت شد ، خدا آب را از تركيب هيدروژن به نسبت دو و اكسيژن به نسبت يك در آن آفريد . سپس آب و هوا در متلاشى كردن و پراكندن خرسنگها همكارى كردند تا به خاكى مناسب براى كشاورزى و ساختمان تبديل شد ، هم چنان كه در برآوردن كوهها و فلاتها و پر كردن گوديها همدستى كردند ، تا آنجا كه تقريبا در هيچ چيزى كه بر روى زمين بوده يا به وجود مىآيد ، نيست كه اثر ويرانى و ساختمان را نبينى .
عصرهاى گوناگون سپرى شد ، و به هر روز و بلكه به هر لحظه كرهء زمين به اذن خدا دگرگونى بيشترى يافت ، و خداوند در آن بركت افزود ، گاه با برفهايى كه سطح زمين را پوشانيد ، و گاه با طوفان و طغيان آب ، و ديگر بار به وسيلهء گردبادها ، و چهارمين بار با برآمدن هميشگى خورشيد و پراكندن آفتاب ، و همچنين با افكندن پرتوهايى كه از ستارگان دور دست مىآيد ، و به گونه گون عوامل ديگر . . . و در
هامش
( 12 ) - موسوعة البحار ، ج 54 ، ص 112 ( اين عبارات از خطبهء 91 معروف به خطبهء اشباح ، نهج البلاغه ، ترجمهء دكتر سيد جعفر شهيدى ، ص 81 است - م . )