«
وَ مَنْ يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ
« 6 » - هر كس كه آن روز پشت به ايشان كند » و « يومئذ » يعنى حينئذ آن هنگام يا وقتئذ آن وقت ، و ديگرى گفته است كه ملاك اندازه گيرى روزها همانا به حركت افلاك است كه پيش از آفرينش زمين بوده است ، و سومى گويد :
آنچه به فرض وجود روزها ، برابر آنها بوده باشد ، و رازى گويد : مراد از روزها احوال گوناگون است . . . « 7 » و اين تفسير نزديكتر به واقع به نظر مىرسد ، زيرا نزديكترين معانى براى روز در اينجا برههاى از وقت و هنگامى از زمان است و آنچه ما تفاوت وقتى از وقت ديگر و هنگامى از هنگامى ديگر تصوّر مىكنيم ، همان تفاوت احوال است ، پس مثلا ما ميان روز اوّل بهار را با روز دوم آن با فاصله افكنى طلوع و غروب ميان آن دو تميز مىدهيم ، همچنين در آنجا نيز فاصلههايى معيّن ميان وقت نخست با وقت دوم ( يا اگر بخواهى بگويى ، روز نخست و روز دوم ) با دگرگونى احوال وجود داشته است .
در قرآن بدين دگرگونى تصريح مىشود ، آنجا كه گويد خدا كاينات را به صورت آب آفريد و عرش او بر آن بود ، سپس آن را در دودى آفريد ، آن گاه آسمانها و زمين را آفريد ، و ناگزير بايد دهرها و زمانهايى دراز ميان مرحلهاى تا مرحلهء ديگر و تا امروز گذشته باشد . اين دهرها ( يا زمانهها ) با مقياسهاى محدود ما چند بار بوده ؟
تا كنون نظريّاتى قاطع در اين باره در اختيار نداريم ، با آن كه يكى از دانشمندان آن مدت را به پنج مليارد سال برآورد كرده كه از آغاز آنچه آن را انفجارى بسيار عظيم و توجيه شده مىداند كه در اين هستى روى داده و مادّهء اوليّهء آفريده را به صورت كهكشانها درآورده است .
/ 175 از شگفتترين چيزهايى كه دربارهء اين مدّت در متنها خواندم آن است كه در حديثى منقول از امام امير المؤمنين ( ع ) آمده كه پس از آن كه مردى از او پرسيد
هامش
( 6 ) - الانفال / 16 .
( 7 ) - نقل باختصار از موسوعة البحار ، ج 54 ، ص 6 - 10 .