داشته باشد ، پس دير زمانى گذشته تا زمين سرد و پوستهء آن سخت شده ، پس از آن كه كرهاى گدازان مانند آنچه امروزه در درون آن است بوده كه هنوز مواد در آنجا در دمايى بسيار مىگدازد .
در حديثى منقول از امام امير المؤمنين ( ع ) دربارهء آفرينش زمين آمده است :
« زمين را به موجهاى بزرگ خروشنده ، و كوهههاى درياى جوشنده در پوشاند .
موجهايى كه بالاى آنها به هم مىخورد ، و هر يك با شانه و پشت ، موج ديگر را از جاى مىبرد . چون نر شتران مست ، فريادكنان و كف آورده به دهان . پس ، سركشى موج آب بر هم كوبنده ، از گرانبارى زمين فرو نشست ، و هيجان و به هم خوردن آن آرام گشت ، كه زمينش با برخورد سينهء خويش به هم مىمالاند ، و چندانش در خاك خود غلتاند كه سست و آرامش گرداند ، تا پس آن كه موجهاى آن خروشان بود ، آرام و خوار شد ، و در لگام اسير و فرمانبردار . و زمين از برخورد با كوهههاى موج آب ، آرام بگستريد و خود بينى و ناز و سركشى و بلند پروازى و گردنفرازى موجها را فرو كشيد » . « 5 » به نظر مىرسد كه سخن گفتن امام مربوط به يك مرحله از مراحل دگرگونى زمين است كه چگونه پروردگار آن را براى سكونت جانداران آماده ساخت ، زيرا زمين از چندين مرحلهء گوناگون گذشته كه ديگر نصوص / 174 منقول بدانها اشاره كرده است و نظريات جديد نيز آنها را روشن مىسازد .
دوم : آن دو روزى كه زمين در ظرف آنها شكل گرفته كدام است ؟
مفسّران در اين زمينه اختلاف بسيار دارند ، زيرا گفتهاند : اگر اندازهگيرى روز بسته به حركت زمين است چگونه روز را پيش از به وجود آمدن زمين تصور كنيم ؟ يكى گفته است : مراد از آن زمانهاست ، چنان كه خداى سبحان گويد :
هامش
( 5 ) - موسوعة بحار الانوار ، ج 57 ، ص 111 ( اين عبارات از خطبهء 91 نهج البلاغة ، معروف به خطبهء اشباح و از ترجمهء دكتر سيد جعفر شهيدى ، ص 80 - 81 است . در ترجمهء ديگر عباراتى كه از نهج البلاغه در اين تفسير نقل شده نيز از همين ترجمه استفاده شده است - م . )